امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٥٠ - داستان افك
را حتى تحريك كرده است كه چرا بر دخترش كه به آن حضرت خيانت كرده، حد جارى نمىكند و يا طلاق نمىدهد ومطالب ديگرى كه ذكر شد!
از آنچه گذشت روشن شد: بنابر اين داستان، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اكثر صحابه به جز اسامه كه دوازده سال داشت، زيد بن حارثه، ابوايوب، بريره و زينب همه باور داشتهاند كه امالمؤمنين كه دوازده سال داشت چنين كارى را كرده است.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با اسامهاى دوازده ساله مشورت كردهاند حال آنكه بچهاى دوازده ساله درك نمىكند كه زنا چيست.
چرا حضرت با بزرگان صحابه و يا با پدر اسامه مشورت نكرده و با اسامه كوچك مشورت كردهند!
چگونه اكثر جامعهى اسلامى و در رأس آنها پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله باور كردهاند كه دختر دوازده ساله چنين كارى را كرده است!
وقتى امالمؤمنين امسلمه در اين سفر حضور داشته است، چگونه ممكن است امالمؤمنين عائشه از قافله جا بماند و كسى متوجه نشود!
چگونه حتى پدر و مادر عائشه به حد اسامه كوچك و دوازده ساله دختر خود را نشناختهاند كه به خيانت او يقين كردهاند.
چگونه و به چه دليل بريره سزاوار كتك خوردن بوده است. چرا و به چه هدف چنين رفتار ناروا را به اميرالمؤمنين عليه السلام نسبت دادهاند؟!
اين داستان را چه كسى درست كرده است كه اين همه تناقض و توهين را در آن جاى داده و متوجه آن نشده است! چگونه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه سوگند ياد مىكنند از عائشه جز خوبى نديدهاند، باز يقين داشتهاند كه عائشه چنين كارى را كرده است! چرا اگر عائشه سوگند هم ياد كند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ابوبكر و امرومان باز به سخن او باور نمىكردهاند! چگونه مسلمين به سخن ابن ابى منافق باور كرده و حرف او را شايع كردهاند و در منزل او جمع مىشدهاند، در حالى كه او در اين غزوه و پس از آن در اوج