امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٩٥ - جعل احاديث در زمان معاويه و بنى اميه
و مغازى و انساب و روزگار عرب عجيب بود و اسنادش عالى است. يحيى بن معين با تأكيد گفته است: او ثقه، ثقه، ثقه است. او بنى اميه را لعن مىكرد. ذهبى داستان جالبى در مورد اهل شام از او نقل كرده است و بسيارى از كتابهاى او را نام برده و گفته است: كتابهاى او مفقود شدهاند.[١] (آرى اينگونه كتابهاى كسانى را كه حقايق را ذكر مىكند، از بين مىبرند تا مردم در گمراهى باقى بمانند و به حق پى نبرند.)
برخى از اين واقعيتها را كه مدائنى به آن تصريح كرده ديگران نيز گفتهاند:
امام حسن عليه السلام شنيدند كه زياد بن ابى (حاكم معاويه بر كوفه و بصره) شيعيان اميرالمؤمنين عليه السلام را در بصره دنبال مىكند و آنها را به قتل مىرسانيد، پس حضرت او را نفرين نمودند. گفته شده: او اهل كوفه را جمع نمود كه به آنها برائت از اميرالمؤمنين عليه السلام را عرضه كند كه همان روز دچار طاعون شد و مرد.[٢] سند اين خبر صحيح است.
٣. ابوجعفر اسكافى مىگويد: معاويه گروهى از صحابه و تابعين مانند ابوهريره، عمرو بن عاص، مغيره و عروه را گماشت تا در طعن بر على احاديث قبيح وضع كنند و در مقابل برايشان هدايا مىفرستاد وترغيب مىكرد. معاويه بر سمره صد هزار درهم داد تا حديثى وضع كند كه آيهاى «... وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها» در مورد اميرالمؤمنين عليه السلام وآيهاى «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» در مورد ابن ملجم نازل شده است.[٣]
اسكافى، محمد بن عبدالله، اهل سمرقند بوده است. ذهبى در مورد او مىگويد: علامهاى متكلم و در زكاوت و هشيارى و وسعت معرفت شگفتانگيز بود. اينها همه همراه با دين دارى و خود دارى و پاكيزگى بود. او از متكلمين و يكى از ائمهاى معتزله
[١] . سير اعلام النبلاء، ج ١٠، ص ٤٠٠، رقم ١١٣.
[٢] . انساب الاشراف، ج ٢، ص ١٧٤؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٤٩٦، رقم ١١٢.
[٣] . شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٧٢ و ٦٤.