امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٠٦ - ٨ اسحاق بن سويد بن هبيره، از تابعين
بر دروغ آن را به وليد نسبت داده است.
وقال غنجار: قيل ليحيى بن صالح: لم لم تكتب عن حريز؟ فقال: كيف اكتب عن رجل صليت معه الفجر سبع سنين فكان لا يخرج من المسجد حتى يلعن عليا سبعين مرة؛[١] يحيى بن صالح مىگويد: هفت سال همراه حريز نماز صبح خواندم و او هيچ وقت از مسجد خارج نمىشد، مگر اين كه هفتاد بار على را لعن كند. وقال بن حبان كان يلعن عليا بالغداة سبعين مرة وبالعشى سبعين مرة فقيل له فى ذلك فقال: هو القاطع رؤوس آبائى وأجدادي؛ ابن حبان مىگويد: هميشه صبح و شام على را هفتاد مرتبه لعن مىكرد و مىگفت: زيرا على قطع كننده سر پدران و اجدادم است.[٢]
حالا اين ناصبى با اين حالش و آن وضع كردن احاديثش، در مكتب اهل سنت ثقه است و بخارى از امامان اهل بيت عليهم السلام در صحيحش حديث روايت نمىكند، ولى از دشمنان اهل بيت صحيحش را پر كرده است. آيا اين براى بخارى افتخار نيست!؟
بخارى در شرح حال حريز او را افضل اهل شام معرفى كرده و مىگويد: ابواليمان گفته است: حريز هميشه مردى را دشنام مىداد و سپس آن را ترك نمود.[٣] پس بنابر اين، بخارى آگاه بوده كه او ناصبى است. همچنين بخارى دوست ندارد مردم بدانند كه او ناصبى است و لذا تصريح به اسم اميرالمؤمنين عليه السلام نكرده است.
٨. اسحاق بن سويد بن هبيره، از تابعين
امام بخارى از او يك حديث روايت كرده است.
قال العجلي: كان يحمل على علي عليه السلام وقال أبوالعرب الصقلى فى الضعفاء:
[١] . تهذيب التهذيب، ج ٢، ص ٢٠٨، رقم ٤٣٦؛ تاريخ ابن عساكر، ج ١٢، ص ٣٤٩.
[٢] . المجروحين ابن حبان، ج ١، ص ٢٦٨؛ الانساب سمعانى، ج ٣، ص ٥٠؛ تهذيب التهذيب، ج ٢، ص ٢٠٨، رقم ٤٣٦.
[٣] . تاريخ الكبير بخارى، ج ٣، ص ١٠٣، شرح حال حريز بن عثمان، رقم ٣٥٦.