امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥١٣ - اميرالمؤمنين عليه السلام وخواستگارى دختر ابوجهل
مضافاً بر اين مسور مىگويد: وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله اين سخنان را مىفرمود من محتلم بودم. يعنى او به بلاغت رسيده بوده است. عجب است كه او مدعى است در شش سالگى به بلاغت رسيده است. و اين خود نيز بهترين دليل بر كذب ودروغ بودن اين خبر است؛ زيرا چون او اين خبر را پس از بلوغ بازگو كرده است، با توجه به آن چنين سخنى را گفته است، بدون اينكه به ذهنش خطور كند كه او يك كودك بوده است.
عكرمه نيز اين خبر را به ابن عباس نسبت داده است كه هيثمى سند آن را ضعيف دانسته است.[١] هيثمى به خاطر عبيد الله بن تمام سند آن را تضعيف كرده است، در حالى كه عكرمه كذاب است و به ابن عباس دروغ مىبافته و همچنين دشمن اميرالمؤمنين و اهل بيت عليهم السلام و از خوارج بوده است. علاوه بر اينكه متن خبر او با حديث مسور مخالف است.
دقت داشته باشيم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حتى بسيار مىشد كه تخلفات شرعى افراد را بين مردم بازگو نمىكردند، و حتى وقتى منافقين و امثال آنها پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را آزار مىدادند و سخنان قبيح در مورد آن حضرت و اهل بيتشان مىگفتند حضرت در منبر اسم آنها را ياد نمىكردند بلكه مىفرمودند: به برخى چه شده است كه چنين وچنان مىگويند و .... بنابر اين چگونه ممكن است چنين مسأله شخصى را كه حلال و جايز نيز است در مسجد بازگو فرموده باشند؟! اين حديث در واقع طعنى است بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و فاطمه زهرا و اميرالمؤمنين عليهما السلام.
همچنين مسور از ياران نزديك مروان بود كه هميشه در خطبههاى نماز جمعه اميرالمؤمنين عليه السلام را لعن مىكرد.[٢] و مسور هرگاه از معاويه ياد مىشد، برايش صلوات
[١] . مجمع الزوائد هيثمى، ج ٩، ص ٢٠٣.
[٢] . علل احمد، ج ٣، ص ١٧٦، ح ٤٧٨١؛ تاريخ اسلام ذهبى، ج ١، ص ٥٣٢؛ تاريخ ابن كثير، ج ٨، ص ٩١. صحيح بخارى، كتاب فضائل الصحابة، باب: مناقب على بن ابىطالب، ح ٣٧٠٣؛ صحيح مسلم. البته بخارى ومسلم اين خبر را با تحريف وتصرف نقل كردهاند.