امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٩ - امام بخارى و حديث بستن درها
است.[١] و ابن حجر در تقريب نيز او را مقبول و لها ادراك گفته، حاكم و ذهبى حديث او را صحيح دانستهاند و شعيب ارنؤوط احاديث او را در حاشيه مسند احمد حسن دانسته است. و اين حديث او كه بخارى آن را غير صحيح دانسته است از چندين صحابه ديگر نيز روايت شده وسندهاى زيادى دارد و البانى در مورد آن گفته است: «ابن خزيمه، ابن قطان و شوكانى اين حديث را صحيح دانستهاند.»[٢] بايد دقت داشته باشيم كه جسره را كسى جز بخارى جرح نكرده است و بخارى نيز به جهت اين روايت او را زير سؤال برده است. پس اين نيز تقواى امام بخارى را بيان مىكند كه در شرح حالش روى تقوا و ورع او نيز خيلى مانور دادهاند.
اما حديث بستن درها: اين كه امام بخارى خبر بستن درها جز در منزل ابوبكر بر مسجد را بر بستن درها جز در اميرالمؤمنين عليه السلام ترجيح داده و آنرا صحيحتر دانسته است، از عجائب حكم او است؛ زيرا اولا: مسأله بستن درها جز در خليفه اول ابوبكر، هم متنش متناقض است و هم با واقعيتها مخالف است. ثانياً: خبر واحد است. ثالثاً: بستن درها جز در اميرالمؤمنين عليه السلام متواتر است و ٢٦ نفر از صحابه آن را روايت كردهاند، و كتانى نيز آن را جزء احاديث متواتر وارد كرده است[٣] و داستان بستن درها جز در خليفه اول در آينده به طور مفصل بررسى خواهد شد، ولى چگونه ممكن است خبر واحد متناقض صحيحتر از حديث متواتر باشد!
چنانكه امام بخارى حديث ابن عمر را با حذف مناقب اميرالمؤمنين عليه السلام ناقص و محرف روايت كرده است، در داستانى كه اميرالمؤمنين عليه السلام كنيزى را از خمس غنائم جنگ برداشتند و خالد بريده را به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله فرستاد كه از على عليه السلام شكايت كند و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بر بريده غضب كردند و فرمودند: هر كه من ولى او باشم على نيز ولى اوست.[٤] (شعيب ارنؤوط هر
[١] . تهذيب التهذيب ابن حجر، ج ١٢، رقم ٨٩٠٦؛ الاصابه ابن حجر، ج ٨، ص ٧٥، رقم ١١٠١٤؛ من له رواية فى كتب الستة ذهبى، رقم ٦٩٦٤.
[٢] . ارواء الغليل البانى، ج ١، ص ٢١٢، ح ١٩٣.
[٣] . نظم المتناثر من الحديث المتواتر كتانى، ص ٢٦٦، ح ٢٢٩.
[٤] . مسند احمد، ج ٥، ص ٣٥٨، ح ٢٣٠١١ و ٢٣٠٧٨؛ فتح البارى ابن حجر، ج ٨، ص ٥٢.