امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥١٨ - ابوبكر و امامت نماز
فَأَرَادَ أَبُوبَكْرٍ أَنْ يَتَأَخَّرَ، فَأَو ما إِلَيْهِ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله أَنْ مَكَانَكَ، ثُمَّ أُتِىَ بِهِ حَتَّى جَلَسَ إِلَى جَنْبِهِ. قِيلَ لِلأَعْمَشِ وَكَانَ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله يُصَلِّى وَأَبُوبَكْرٍ يُصَلِّى بِصَلَاتِهِ، وَالنَّاسُ يُصَلُّونَ بِصَلَاةِ أَبِى بَكْرٍ فَقَالَ بِرَأْسِهِ نَعَمْ؛[١] در نزد عائشه بوديم و در باره مواظبت و تعظيم نماز سخن گفتيم عائشه گفت: وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله مريض شد مريضى كه در اثر آن از دنيا رفت، وقت نماز شد و اذان گفته شد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: ابوبكر را گزرانيد تا براى مردم نماز بخواند. به آن حضرت گفته شد (عائشه گفت) (حفصه گفت) (خود ابوبكر به عمر گفت): ابوبكر مرد رقيق القلبى است اگر به جاى تو بر نماز بايستد نمىتواند براى مردم نماز بخواند. پيامبر صلى الله عليه و آله سخن خود را تكرار كرد و مردم نيز حرف خود را تكرار كردند. پس حضرت بار سوم تكرار كرد و فرمود: همانا شما زنها همان زنانى هستيد كه براى يوسف (پيامبر) نقشه كشيدند (تا او را به گناه وادار كنند)، ابوبكر را گزرانيد تا به مردم نماز بخواند. پس ابوبكر خارج شد و نماز را خواند. (وقتى ابوبكر نماز را شروع كرد پيامبر صلى الله عليه و آله[٢] حال خود را خوب تشخيص داد و (براى نماز) خارج شد در حالى كه بين دو مرد با تكيه بر آنها راه مىرفت و گويا من نگاه مىكردم كه پاهاى آن حضرت بر اثر شدت مريضى به زمين كشيده مىشد. ابوبكر خواست خود را به عقب گيرد، ولى حضرت به او اشاره كرد كه در جاى خود بمان سپس حضرت را آوردند، و در كنار ابوبكر نشست. ابوبكر با نماز پيامبر صلى الله عليه و آله نماز مىخواند و مردم با نماز ابوبكر (پيامبر صلى الله عليه و آله به مردم نماز خواند و ابوبكر مكبر شد و تكبير مىگفت تا مردم متوجه
[١] . صحيح بخارى، ج ١، ص ٢٣٦، ح ٦٦٤، كتاب الأذان، باب: حد المريض ان يشهد جماعة، وح ١٩٨، ٦٦٥، ٦٧٩، ٦٨٢، ٦٨٣، ٦٨٧، ٧١٢، ٧١٣، ٧١٦، ٢٥٨٨، ٣٠٩٩، ٣٣٨٤، ٤٤٤٢، ٤٤٤٥، ٥٧١٤، ٧٣٠٣.
[٢] . صحيح مسلم، ج ١، ص ٣١١، ح ٤١٨، كتاب الصلاة، باب استخلاف الامام اذا عرض له عذر. صحيح بخارى، كتاب الاذان، باب الرجل يأتم بالامام ويأتم الناس بالامأموم، ح ٧١٣.