امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٠٨ - امام بخارى و كتمان غربت ابوذر و تبعيد او
أرقيب أنت على؟! فوالذى نفسى بيده لو وضعتم الصمصامة ههنا ثم ظننت أنى منفذ كلمة سمعتها من رسول الله صلى الله عليه و آله قبل أن تحتزوا لأنفذتها؛[١] مردى به نزد ابوذر آمد و گفت: اگر عثمان را تصديق كنيم به ما بيشتر حق و مال مىدهند آيا از آنها عيبجوئى كنيم به همان مقدارى كه بر ما مىافزايند. ابوذر گفت: نه، هر چه حق شماست بگيريد و هر چه به باطل به شما داده مىشود كنار بگزاريد و آن قيامت بر پاى تو كشيده نمىشود. (تا اين جا عبارت ابونعيم است) در بالاى سر او جوانى از قريش بود و گفت: مگر اميرالمؤمنين عليه السلام (عثمان) تو را از فتوا دادن منع نكرد! ابوذر گفت: مگر تو (جاسوس) مراقب من هستى، به خدا سوگند اگر شمشير بر پشتم بگذاريد و من بدانم كه در همان حال قبل از اينكه شمشير را بر من فرو بريد مىتوانم سخنى را كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدهام به هدف برسانم چنين كارى را خواهم كرد.
سند اين خبر صحيح است و بخارى اين حديث را خيلى مختصر از «اگر شمشير را بر پشتم بگذاريد ...» بدون ذكر طرف مقابل ابوذر در تعليقاتش ذكر كرده است و اين را مىتوان هم به پنهانكارى بخارى حمل نمود و هم به تناقضات صحيحش.
٤. بلاذرى مىگويد: (اهل سيره) گفتهاند: پس از آنكه عثمان به مروان و زيد بن ثابت از بيت المال مبالغ زيادى را داد ابوذر شروع كرد به تلاوت اين آيه شريفه «بشر الكانزين بعذاب اليم ...» مروان خبر را به عثمان رسانيد و عثمان غلامش را فرستاد تا ابوذر از اين عمل دست كشد و ابوذر گفت: آيا عثمان مرا از تلاوت قرآن وعيبگيرى از ترك امر الهى منع مىكند! به خدا سوگند اگر خداوند متعال را با غضبناك كردن عثمان از خود راضى كنم برايم بهتر ومحبوبتر از آن است كه خداوند را به خاطر جلب رضايت عثمان به غضب آورم. عثمان از سخنان او به غضب آمد و خوددارى نمود و اين را در
[١] . حلية الاولياء، ج ١، ص ١٦٠؛ طبقات الكبرى ابن سعد، ج ٢، ص ٣٥٤؛ سنن دارمى، ج ٢، ص ١٠١، ح ٥٥٤؛ صحيح بخارى، ج ١، ص ٣٧، كتاب العلم، باب العلم قبل القول والعمل.