امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٤٢ - داستان افك
تناقض اينجا نيز روشن است: اممسطح خبر را در حالى كه همراه عائشه براى گردش برآمده بودند به امالمؤمنين داده بود، ولى اينجا كاملا خبر تغيير كرده است و همچنين باز در اين خبر تأكيد مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله و ابوبكر به وقوع اين داستان كاملا باور داشتهاند. جالب است كه چرا گفته شده است: اگر من سوگند هم ياد كنم باز شما به بىگناهى من باور نمىكنيد ...! حالا بالاخره امالمؤمنين عائشه از اين تهمت چه وقت آگاه شد: ١. وقتى كه به لشكر رسيدند. ٢. وقتى به گردش برآمدند، اممسطح خبر را به او گفت و او مستقيم به منزل والدينش رفت. ٣. بار ديگر اممسطح خبر را به او گفت و او از هوش رفت و مادرش آگاه شد و او را به منزلش آورد. ٤. با مادرش نشسته بود كه اممسطح به نزد آنها آمد و خبر را به آن دو رسانيد و او از هوش رفت. ٥. ام مسطح خبر را به او داد و او برگشت و از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اذن گرفت تا به خانهى پدر و مادرش برود و اجازه دادند سپس رفت!؟
١٢ .... فَدَعَا رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَرِيرَةَ لِيَسْأَلَهَا؛ قَالَتْ: فَقَامَ إلَيْهَا عَلِيّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَضَرَبَهَا ضَرْبًا شَدِيدًا و يَقُولُ اصْدُقِي رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَالَتْ: فَتَقُولُ: واللّهِ مَا أَعْلَمُ إلّا خَيْرًا و ما كُنْت أَعِيبُ عَلَى عَائِشَةَ شَيْئًا ...؛[١] پيامبر صلى الله عليه و آله على و اسامه را فرا خواند و با آنها مشورت نمود. اسامه مرا مدح نمود و سپس گفت: اى رسول خدا، اهلت هستند و ما از آنها جز خير نمىدانيم و اين كذب و باطل است. ولى على گفت: زن بسيار است و مىتوانى زن ديگر بگيرى، پس از جاريه سؤال كن و او تو را تصديق خواهد كرد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بريره را خواست تا از او سؤال كند. عائشه مىگويد: پس على به طرف بريره بلند شد و به شدت او را كتك زد و مىگفت: پيامبر صلى الله عليه و آله را تصديق بكن. بريره گفت: من عيبى در عائشه نديدم .... (اين خبر خود يكى از بزرگترين
[١] . سيره ابن هشام، ج ٢، ص ٣٠١؛ فتح البارى ابن حجر، ج ٨، ص ٣٥٨؛ تاريخ المدينه، ج ١، ص ٣٣٣ با دو سند و صحيح؛ تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٢٦٧، با دو سند و همان سند ابن شبه از شيخش ابن حميد؛ تاريخ ابن كثير، ج ٤، ص ١٨٥؛ سيره ابن كثير، ج ٣، ص ٢٠٨.