امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٤٣ - داستان افك
نشانههاى كذب و افسانه بودن اين داستان را مىرساند. مگر بريره كه بود، و او از كجا مىدانست كه از او سؤال كنند، چرا او را كتك زدند و او بايد چه چيزى را تصديق مىكرد! مگر او در اين سفر همراه امالمؤمنين بود كه خبر داشته باشد! نه، هدف در اين خبر نشان دادن چهره خشن و غير دينى از اميرالمؤمنين عليه السلام است. همچنين بريره سالها پس از آنكه وقوع اين داستان را در آن در نظر گرفتهاند خادم عائشه شده است و سال ششم او در مكه و خادم عباس عموى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بوده است، نه در مدينه بوده و نه خادم عائشه، چنانكه خواهد آمد.)
همچنين دقت داشته باشيم كه در يكى از اخبار فوق وقتى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از اسامه در مورد عائشه سؤال كردند او به آن حضرت گفت: در اين مورد كارى انجام مده و منتظر وحى خدا باش. توجه كنيد كه بچه دوازده ساله به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خط نشان مىدهد، ولى آن حضرت نمىدانند چه بكنند! چرا در اين خبر حد اقل نگفتهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله با زيد بن حارثه پدر اسامه مشورت نمود، تا گفتارشان كمى به حقيقت نزديك شود!؟
١. ١٣: وخرج رسول الله صلى الله عليه و آله قال وانزل الله عذرها فرجع رسول الله صلى الله عليه و آله معه أبوبكر فدخل فقال: يا عائشة ان الله عز وجل قد انزل عذرك؛ امرومان مىگويد: ... پيامبر صلى الله عليه و آله خارج شد (و رفت) پس عذر عائشه نازل شد. پيامبر صلى الله عليه و آله همراه ابوبكر برگشت و به عائشه خبر داد كه خداوند متعال عذرت را نازل فرمود.[١]
شعيب ارنؤوط سند اين خبر را صحيح دانسته است.
٢. ١٣: فَقَعَدَتْ عَائِشَةُ فَقَالَتْ: وَاللَّهِ لَئِنْ حَلَفْتُ لَا تُصَدِّقُونِى، وَلَئِنْ قُلْتُ لَا تَعْذِرُونِى، مَثَلِى وَمَثَلُكُمْ كَيَعْقُوبَ وَبَنِيهِ، وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ، قَالَتْ: وَانْصَرَفَ وَلَمْ يَقُلْ شَيْئًا، فَأَنْزَلَ اللَّهُ عُذْرَهَا؛ پس از آنكه عائشه گفت: اگر سوگند ياد
[١] . مسند احمد، ج ٦، ٣٦٧، ح ٢٧١١٦؛ تفسير ابن كثير، ج ٣، ص ٢٨٢.