امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٤٠ - شعبى و دروغگويى
حالى كه معتقد است او در دين عمدا دروغ مىگويد.[١] حالا شعبى مگر چه كسى است كه سخن و عمل متناقض او اينگونه توجيه گردد!
به ابواسحاق سبيعى گفتند: شعبى مىگويد: حارث از كذابين است. ابواسحاق گفت: خود شعبى از كذابين است، و سپس يك مورد از كذب و سرقت او را نقل كرده است.[٢]
ابن عبد البر مىگويد: گمان مىكنم شعبى به خاطر اينكه حارث را كذاب خوانده، عقوبت شد. از حارث كذب ظاهر نشده و تنها افراط حارث را در حب على اشكال گرفته است.[٣] (آرى، نزد نوكران حاكمان بنى اميه، چه گناهى بزرگتر از دوستداشتن اهل بيت عليهم السلام خواهد بود!.)
قرطبى نيز گفته است: شعبى حارث را رمى بر كذب كرده ولى آن ارزشى ندارد؛ زيرا از حارث كذب ظاهر نشده و شعبى زيادروى حارث در حب على و تفضيلش را بر ديگران مذمت كرده چون شعبى ابوبكر را افضل مىدانست و اول كسى مىدانست كه مسلمان شده.[٤]
بنابر اين، از دو خبر فوق و همچنين از اين كه ابوبكر را اول كسى مىدانسته است كه مسلمان شده دروغگويى متعدد شعبى ثابت مىشود.
٣. مردم حُكم عمره را از سعيد بن جبير سؤال كردند؟ گفت: عمره مستحب است. به او گفتند: شعبى مىگويد: عمره واجب است. سعيد بن جبير گفت: شعبى دروغ گفته است.[٥] طبرى اين خبر را بر عكس روايت كرده است، يعنى سعيد گفت: واجب است و
[١] . سير اعلام النبلاء، ج ٤، ص ٣٥٣.
[٢] . تاريخ بن عساكر، ج ٢٥، ص ٤١٩.
[٣] . تفسير قرطبى، ج ١، ص ٣٠؛ تهذيب التهذيب، ج ٢، ص ١٢٧، رقم ٢٤٨.
[٤] . تفسير قرطبى، ج ١، ص ٣٠.
[٥] . تفسير طبرى، ج ٢، ص ٢٨٥؛ جامع بيان العلم وفضله، ج ٣، ص ٤١٣؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٢٥، ص ٤١٩.