امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٤٢ - شعبى و دروغگويى
وروى شَريك عن إسماعيل بن أبي خالد قال: سمعت الشَّعبي يقول ويحلف بالله: لقد دخل علي حُفرته وما حِفظ القرآن. وهذا كلام شنع جدّاً في من يقول" سَلُوني قبل أن تَفقِدوني، سلوني فما من آية إلَّا أعلم أبليلٍ نَزلَت أم بنهار، أم في سَهْل أم في جبل" وروى السُّدّيّ عن عبدِ خيرٍ عن عليَّ رضي الله تعالى عنه أنه رأى من الناس طَيْرَةً عند وفاة رسول الله صلى الله تعالى عليه وآله وسلم فأقسَمَ ألَّا يضع على ظهره رداءً حتى يجمع القرآن قال: فجلس في بيته حتّى جمع القرآن، فهو أول مصحف جُمع فيه القرآن، جَمعه في قلبه؛[١] شعبى سوگند ياد مىكرد كه على از دنيا رفت، ولى قرآن را حفظ نكرد. و اين سخن جدا زشت است در مورد كسى كه مىگويد: «از من سؤال كنيد قبل از اينكه مرا از دست بدهيد، از من سؤال كنيد، هيچ آيهى نيست مگر اينكه من مىدانم شب نازل شده يا روز در زمين هموار نازل شده يا در كوه» و سدى از عبدخير عن على عليه السلام روايت كرده كه او مردم را ديد هنگام رحمت پيامبر صلى الله عليه و آله حدس گمانها را ديد و سوگند ياد مرد مه ردايش را بر پشتش نگزارد تا اينكه قرآن را جمع كند پس در منزلش نشست تا قرآن را جمع نمود، و آن اولين مصحفى است كه در آن قرآن جمع شد، قرآن را در قلبش نيز جمع نمود.
حاكم نيشابورى در مقدمه كتاب «فضائل فاطمة الزهراء» سبب تأليف آن كتاب را چنين بيان مىكند: در مجلسى حاضر شدم كه در آن بزرگان از فقها و قضات و امنا حضور داشتند و در آن نشست از اميرالمؤمنين على بن ابىطالب ياد شد و يكى از اعيان فقها گفت: على حافظ قرآن نبود و شعبى به اين تصريح كرده است. گفتم: صحابهى كه به اين امر داناتر از شعبى بودند شهادت دادهاند كه على حافظ قرآن بود و اين ابوعبدالرحمن عبدالله بن حبيب سلمى سيد قراء از تابعين است كه قرآن را بر على
[١] . الصاحبي في فقه اللغة- ابن فارس ص ٥٠.