امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٩٠ - ٢ اما مسأله سد ابواب
اگر يكى را ما داشته باشيم، از اسبهاى سرخ موى برايمان محبوبتر است ... ويكى از آنها بستن درها بر مسجد، جز در اميرالمؤمنين عليه السلام است. هيثمى سند اين حديث را صحيح دانسته و ابن حجر حسن.
٣. عن علاء بن عرار قال: سألتُ إبن عمر وهو فى مسجد رسول الله صلى الله عليه و آله عن على وعثمان؟ فقال: أمّا على فلا تسألْنى عنّه وانظر إلى قرب منزله من رسول الله ليس فى المسجد بيتٌ غير بيته و اما عثمان فإنَّه أذنب ذنباً عظيماً يوم التقى الجمعان فعفا اللهُ عنه وغفر له فأَذنب فيكم فقتلْتموه؛[١] از ابن عمر در مورد اميرالمؤمنين و عثمان سؤال شد و او گفت: اما على، در مورد او از من سؤال مكن ونگاه كن به منزل او. در مسجد هيچ منزلى نيست به جز منزل او و اما عثمان، او در جنگ احد گناه عظيمى مرتكب شد وخداوند از او گذشت وبين شما نيز گناهى مرتكب شد و شما او را كشتيد.
سند ابن خبر كاملًا صحيح است و ابن حجر و البانى نيز آنرا صحيح دانستهاند و در گذشته اشاره شد كه بخارى اين حديث را در صحيحش ناقص و با حذف عباراتى از آنكه بيانگر جايگاه رفيع اميرالمؤمنين عليه السلام است ذكر كرده است.
پس عمر بن خطاب و فرزندش نيز از داستان بستن ابواب بر مسجد، جز باب ابوبكر و بالتبع از حديث «خلت» هيچ خبرى نداشتهاند و اين احاديث بعدها به ظهور پيوسته است. همچنين در گذشته اشاره شد كه در داستانى كه ابوبكر، عمر بن خطاب را ناراحت كرد و از او عذر خواهى نمود وعمر نپذيرفت، آنجا نيز اين دو نسبت را به رسول خدا صلى الله عليه و آله داده بودند كه در شرح حال عبدالله بن صالح گذشت.
سخن آخر اينكه ابن ابى الحديد مىگويد:
فلما رأت البكرية ما صنعت الشيعة وضعت لصاحبها أحاديث فى مقابلة هذه
[١] . سنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ١٣٨، ح ٨٤٩١؛ مصنف عبدرزاق، ج ٥، ص ٤٥٠، ح ٩٧٦٦ و ٢٠٤٠٨؛ مصنف ابن ابىشيبه، ج ٢، ص ٣٦٦، ح ٣٢٠٥٨؛ فتح البارى، ج ٧، ص ١٥؛ ثمرة المستطاب البانى، ج ١، ص ٤٩٠.