امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٤١ - داستان افك
موردش علم نداشتم. هيثمى اين خبر را از بزار نقل كرده و رجالش را رجال صحيح دانسته است.
١٢. أُمُّ رُومَانَ قَالَتْ: بَيْنَا أَنَا قَاعِدَةٌ أَنَا وَعَائِشَةُ إِذْ وَلَجَتِ امْرَأَةٌ مِنَ الأَنْصَارِ فَقَالَتْ: فَعَلَ اللَّهُ بِفُلَانٍ وَفَعَلَ. فَقَالَتْ أُمُّ رُومَانَ و ما ذَاكَ قَالَتْ ابْنِى فِيمَنْ حَدَّثَ الْحَدِيثَ. قَالَتْ و ما ذَاكَ قَالَتْ كَذَا وَكَذَا. قَالَتْ عَائِشَةُ سَمِعَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله قَالَتْ نَعَمْ. قَالَتْ وَأَبُو بَكْرٍ قَالَتْ نَعَمْ. فَخَرَّتْ مَغْشِيًّا عَلَيْهَا، فَمَا أَفَاقَتْ إِلَّا وَعَلَيْهَا حُمَّى بِنَافِضٍ، فَطَرَحْتُ عَلَيْهَا ثِيَابَهَا فَغَطَّيْتُهَا. فَجَاءَ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله فَقَالَ «مَا شَأْنُ هَذِهِ». قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَخَذَتْهَا الْحُمَّى بِنَافِضٍ. قَالَ «فَلَعَلَّ فِى حَدِيثٍ تُحُدِّثَ بِهِ». قَالَتْ نَعَمْ. فَقَعَدَتْ عَائِشَةُ فَقَالَتْ وَاللَّهِ لَئِنْ حَلَفْتُ لَا تُصَدِّقُونِى، وَلَئِنْ قُلْتُ لَا تَعْذِرُونِى، مَثَلِى وَمَثَلُكُمْ كَيَعْقُوبَ وَبَنِيهِ، وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ، قَالَتْ وَانْصَرَفَ وَلَمْ يَقُلْ شَيْئًا، فَأَنْزَلَ اللَّهُ عُذْرَهَا- قَالَتْ- بِحَمْدِ اللَّهِ لَا بِحَمْدِ أَحَدٍ وَلَا بِحَمْدِكَ؛[١] امرومان مىگويد: من و عائشه ايستاده بوديم كه خانمى از انصار آمد و گفت: خداوند به فلانى چنين كند. امرومان گفت: مگر چه خبر است؟ گفت: فرزندم با كسانى كه سخن گفتند، سخن گفت و به عائشه تهمت زد. عائشه گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله اين را شنيد؟ گفت: آرى، ابوبكر شنيد؟ گفت، آرى. پس عائشه از هوش رفت و به زمين خورد ... پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و فرمود: به اين چه شده است؟ به آن حضرت خبر را گفتند. عائشه نشست و گفت: به خدا سوگند، اگر قسم بخورم، باز مرا تصديق نمىكنيد. مثل من و شما مانند يعقوب و فرزندانش است كه فرمود: «والله المستعان على ما تصفون». گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله برگشت و سخنى نگفت. پس خداوند عذر عائشه را نازل فرمود. وقتى عذرش نازل شد پيامبر صلى الله عليه و آله به او خبر داد.
[١] . صحيح بخارى، كتاب المغازى، باب: حديث الافك، ج ٤، ص ١٥٢٢، ح ٤١٤٣؛ مسند احمد، ج ٦، ٣٦٧، ح ٢٧١١٥