امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٣٠ - داستان افك
مريسيع بود.[١]
مىگويند: داستان افك در غزوه مريسيع (بنى مصطلق) سال پنج هجرى بود و عائشه آن زمان دوازده سال داشت و ابن اسحاق و واقدى و غير واحد گفتهاند: داستان افك در غزوه مريسيع واقع شد. ذهبى پس از نقل اين اقوال مىگويد: لكن صحيح اين است كه اين داستان سال ششم اتفاق افتاد.[٢]
ولى اكثر محدثان مانند بخارى، مسلم، احمد و ... در متن حديث به اينكه اين داستان در كدام غزوه بوده است نيز، هيچ اشارهى نكردهاند؛ زيرا ظاهرا درك كردهاند كه اگر بيان شود آثار تناقض در آن براى خواننده خيلى روشن خواهد شد.
٦. ١: امالمؤمنين عائشه مىگويد: ... فاستيقظت باسترجاعه حين عرفني فخمرت وجهي بجلبابي و والله ما يكلمني كلمة ولا سمعت منه كلمة غير استرجاعه حتى أناخ راحلته فوطئ على يدها فركبتها فانطلق يقود بي الراحلة؛[٣] ... من خواب بودم و با استرجاع صفوان از خواب بيدار شدم و والله صفوان هيچ حرفى با من نگفت و هيچ حرفى از او نشنيدم غير از استرجاع ....
٦. ٢: فلما رآني قال: إنا لله و إنا إليه راجعون، ظعينة رسول الله صلى الله عليه و آله فقال: ما خلفك يرحمك الله؟ قالت: فما كلمته ...؛ صفوان به نزد من آمد و چون مرا ديد «انا لله»
[١] . صحيح بخارى، كتاب المغازى، باب غَزْوَةُ بَنِى الْمُصْطَلِقِ مِنْ خُزَاعَةَ وَهْىَ غَزْوَةُ الْمُرَيْسِيعِ، ج ٤، ص ١٥١٥.
[٢] . سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ١٥٣.
[٣] . سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ١٥٣؛ صحيح مسلم، كتاب التوبة، باب في حديث الافك وقبول توبة القاذف، ج ٤، ص ٢١٢٩، ح ٢٧٧٠؛ صحيح بخارى، كتاب التفسير، باب: لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بانفسهم، ح ٤٧٥٠.