امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٧٢٨ - ٢٩ شيخين، ابوبكر و عمر و خمر
عدى، ابن عمر، ابومالك، نافع بن كيسان، كيسان، عباده بن صامت، ابوهريره، ابوامامه، ابن غنم و ديگران نيز روايت شده است.
البانى كه يكى از رهبران وهابى در اين عصر است، بعد از نقل چند حديث در اين موضوع در شرح اين حديث مىگويد: «يريد أنهم يشربون النبيذ المسكر، المطبوخ، ويسمونه طلاء، تحرجا من أن يسموه خمرا؛[١] منظور پيامبر صلى الله عليه و آله اين است كه آنها نبيذ مستكننده وپخته شده را مىنوشند و آن را طلاء نام مىگزارند به خاطر دورى از اين كه نام آن را خمر بگزارند.»
خيلى روشن است كه وقتى انسان خمر نوشيد سردى هوا را احساس نمىكند و از اين اخبار نيز به روشنى استفاده مىشود كه آنها چنين چيزى را درست مىكردند و استعمال مىنمودند، گرچه به دروغ گفتهاند: دو سوم آن رفت. بىاساس بودن اين زياده را اعتراض عباده بن صامت و اينكه نوشيدن آن سبب مىشود سردى هوا را حس نكنند، ثابت مىكند.
همچنين از اين اخبار استفاده مىشود كه عمر بن خطاب اول كسى بوده است كه اسم نبيذ را طلاء گذاشته است و همچنين از اين اتفاق و داستان و چنين اسم گزارى او، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از قبل خبر دادهاند و مردم شام نيز با تجويز مستقيم خليفه دوم با طلاء خواندن و نوشيدن آن، شراب را استعمال مىكردهاند.
به همين مقدار ما اين نوشتار را به آخر مىرسانيم. البته ما خواستيم در اين نوشتار اسباب قتل و قاتلين و مخالفين خليفه سوم عثمان بن عفان را نيز به مناسبت در روشن نمودن حديثى كه ابوهريره به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت داده بود كه گويا حضرت فرموده باشند: «زمان فتنه همراه عثمان و اصحابش باشيد»، معرفى كنيم، ولى وقتى با اختصار هم اخبار صحابه در آن موضوع را جمع كرديم
[١] . احاديث صحيحه البانى، ج ١، ص ٨٨، ح ٨٩.