امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٩٢ - نزول حجاب با خواست خليفه و تناقضات متعدد بخارى در اين موضوع
در روايت ديگر، بخارى در يك تناقض آشكار چنين نقل كرده است:
مجاهد عن عائشة قالت: كنت آكل مع النبى صلى الله عليه و آله حيسا فمر عمر فدعاه فأكل فأصابت يده اصبعى فقال: حس لو أطاع فيكن ما رأتكن عين فنزل الحجاب؛[١] عائشه گفته است: همراه پيامبر صلى الله عليه و آله حلواى خرما مىخوردم كه عمر عبور كرد. پس پيامبر صلى الله عليه و آله او را صدا كرد و او نيز از آن خورد، پس دست عمر به انگشت من رسيد. پس گفت: (حس) اگر پيامبر صلى الله عليه و آله در امر شما از من اطاعت مىكرد، هيچ چشمى شما زنها را نمىديد. پس آيهاى حجاب نازل شد.
هيثمى و البانى در حاشيه «ادب المفرد» سند اين خبر را صحيح دانستهاند. اولا: چنانكه ملاحظه مىكنيد، هر كدام از اين دو خبر ديگرى را تكذيب مىكند و متناقض هم هستند. و ثانياً: وهابىها شبيه اين خبر را كه حتى سند نيز ندارد در كتب مكتب اهل بيت عليهم السلام در مورد اميرالمؤمنين عليه السلام و عائشه پيدا كرده و مىگويد: اين طعن بر پيامبر صلى الله عليه و آله و همسرش و عدم وجود غيرت دينى و ... است، ولى خود چنين خبر را با سند صحيح وضع كرده و در معتبرترين كتبشان ذكر مىكنند و به آن به نام موافقات عمر بن خطاب افتخار نيز مىكنند. ثالثا: دست به دست هم خوردن چه ربطى با حجاب دارد و در صورت وجود حجاب نيز چنين اتفاق مىتواند پيش آيد. رابعا: اگر اين واقعيت داشته باشد كه طبق خواسته خليفه دوم آيه نازل مىشده، پس چرا درباره خمر خداوند متعال با وجود اصرار مكرر او طبق خواستهاش آيه نازل نكرد و خمر را حلال قرار نداد. (البته اين موضوع در تصرفات بخارى خواهد آمد.)
اما تناقض سوم بخارى در نزول آيهاى حجاب:
حُمَيْدٍ عَنْ أَنَسٍ قَالَ: قَالَ عُمَرُ: قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ، يَدْخُلُ عَلَيْكَ الْبَرُّ وَالْفَاجِرُ،
[١] . ادب المفرد بخارى، ج ١، ص ٣٦٢، ح ١٠٥٣؛ سنن الكبرى نسائى، ج ٦، ص ٤٣٥، ح ١١٤١٩؛ مجمع الزوائد هيثمى، ج ٧، ص ٩٣؛ فتح البارى ابن حجر، ج ٨، ص ٤٠٨.