امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٨٤ - رجال شيعه در«صحيح بخارى»
٣٣. عبدالرحمن بن عبد الله بن عتبه مسعودى. بخارى از او يك حديث روايت كرده است. شعيب ارنؤوط در حاشيه مسند احمد مىگويد: عبد الرحمن بن عبدالله را دارقطنى غالى در تشيع و احمد شيعه دانسته است.[١]
٣٤. عبدالرزاق بن همام. ابن حجر نقل كرده است: او شيعهى غالى بود.[٢] ذهبى مىگويد: به عبدالرزاق شيعه بودنش را عيب گرفتهاند، ولى او شيعهى غالى نبود، بلكه تنها على را دوست داشت و با كسانى كه با على جنگيدند، دشمن بود.[٣]
در مجلسى نزد عبد الرزاق از معاويه ياد كردند. او گفت: با ذكر پسر ابوسفيان مجلس ما را نجس نكنيد.[٤] احمد بن ابىخيثمه مىگويد: به ابن معين گفتند: احمد مىگويد: حديث عبيدالله بن موسى به خاطر شيعه بودنش مردود است. ابن معين گفت: سوگند به ذاتى كه جز او خدايى نيست، عبدالرزاق در تشيع صد برابر از عبيدالله غالىتر است؛ زيرا خودم از او چندين برابر آنچه را كه از عبيدالله شنيدهام، شنيدم.[٥] امام بخارى ١٨٠ حديث از عبدالرزاق روايت كرده است.
٣٥. عبدالعزيز بن سياه، ابوزرعه گفته است: او از بزرگان شيعه است.[٦] بخارى يك حديث از او روايت كرده است.
٣٦. عبدالملك بن اعين. ابوحاتم و ابن حبان و ساجى او را شيعه دانستهاند و سفيان بنابر نقل ابن حجر و ذهبى او را رافضى دانستهاند.[٧] بخارى يك حديث از او روايت كرده
[١] . حاشيه مسند احمد، ج ١، ص ٢٧٨، ذيل حديث شماره ٢٥١١.
[٢] . تهذيب التهذيب ابن حجر، ج ٦، رقم ٦١١.
[٣] . تذكرة الحفاظ ذهبى، ج ١، ص ٣٦٤، رقم ٣٥٧.
[٤] . سير اعلام النبلاء، ج ٩، ص ٥٧٠، رقم ٢٢٠؛ الضعفاء الكبير عقيلى، ج ٣، ص ١٠٩، رقم ١٠٨٢.
[٥] . ميزان الاعتدال ذهبى، ج ٢، ص ٦١١، رقم ٥٠٤٤.
[٦] . تهذيب التهذيب، ج ٦، رقم ٦٥٧.
[٧] . من له رواية فى كتب الستة ذهبى، ج ١، رقم ٣٤٣٩؛ تهذيب التهذيب، ج ٦، رقم ٧٢٩.