امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٨٦ - رجال شيعه در«صحيح بخارى»
٤٠. على بن جعد. ابن قتيبه او را از رجال شيعه خوانده و ابن حجر گفته است: او رمى به تشيع شده است.[١] او شيخ بخارى است و بخارى از او چهارده حديث روايت كرده است.
٤١. عمرو بن دينار. ابن معين مىگويد: اهل مدينه از عمرو راضى نبودند و او را به تشيع و بدگويى نسبت ابن زبير متهم مىكردند.[٢] بخارى از او ٦١ حديث روايت كرده است.
٤٢. عوف بن ابىجميله. عمر بن على (ظاهرا دارقطنى) او را شيعه دانسته و بندار او را رافضى و شيطان ناميده است.[٣] بخارى از او ٢٨ حديث روايت كرده است.
٤٣. فضل بن دكين، ابونعيم. او شيخ بخارى است، ذهبى مىگويد: در ابونعيم تشيع خفيف بود. از او داستانهايى نيز در بارهى شيعه بودنش نقل كردهاند. ذهبى در شرح حال ابوغسان (ج ١٠، رقم ١٣٢) تصريح دارد كه بونعيم و عبيدالله بن موسى از معاويه و امثالش بدگويى ميكردند.[٤] بخارى از او ١٩٠ حديث روايت كرده ست.
٤٤. فطر بن خليفه. ذهبى مىگويد: او شيعهى محكم است.[٥] بخارى از او يك حديث روايت كرده است.
٤٥. مالك بن اسماعيل، ابوغسان. او شيخ بخارى است. ذهبى مىگويد: در او كمى تشيع بود و او در حديث حافظ و حجة و پيشوا است.[٦] ابن سعد مىگويد: او شيعهى
[١] . المعارف ابن قتيبه، ص ٦٢٤؛ مقدمه فتح البارى ابن حجر، ص ٤٦٠.
[٢] . سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ٥، ص ٣٠٢، رقم ١٤٤.
[٣] . ميزان الاعتدال ذهبى، ج ٣ ص ٣٠٥، رقم ٦٥٣٠.
[٤] . سير اعلام النبلاء، ج ١٠، ص ١٥١، رقم ٢١؛ المعارف، ص ٦٢٤؛ مقدمه فتح البارى، ص ٤٦٠.
[٥] . من له رواية فى كتب الستة ذهبى، ج ٢، رقم ٤٤٩٣.
[٦] . سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ١٠، ص ٤٣٢، رقم ١٣٢.