امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٣٧ - نهى عمر بن خطاب از نقل حديث و متهم بودن ابوهريره نزد وى
مىخورد. سند اين خبر صحيح و رجالش رجال صحاح سته هستند.
٢. باز ابوهريره مىگويد:
إنى أحدثكم أحاديث لو حدثت بها زمن عمر لضربنى بالدرة، وفى رواية: لشج رأسي؛[١] همانا من احاديثى به شما نقل مىكنم كه اگر آن را زمان عمر نقل مىكردم قطعاً عمر مرا با تازيانه مىزد. ذهبى در تأييد اين خبر مىگويد: عمر اينگونه بود.
٣. عمر بن خطاب به ابوهريره گفت: «لتتركن الحديث عن رسول الله صلى الله عليه و آله او لالحقنك بأرض دوس؛[٢] يا روايت حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله را ترك مىكنى و يا تو را به سرزمين دوس تبعيد مىكنم.» شعيب ارنؤوط در حاشيه سير ذهبى سند اين خبر را صحيح دانسته است.
٤. عن أبي هريرة، قال: ما كنا نستطيع أن نقول: قال رسول الله صلى الله عليه و آله، حتى قبض عمر. قال ابوسلمة: فسألته بم؟ قال: كنا نخاف السياط و اوما بيده الى ظهره؛[٣] ابوهريره مىگويد: ما نمىتوانستيم بگوييم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود (جرئت روايت حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله را نداشتيم) تا اين كه عمر از دنيا رفت. ابوسلمه سؤال كرد كه چرا؟ ابوهريره به پشتش اشاره كرد و گفت: از تازيانهى (عمر بن خطاب) مىترسيديم.»
عثمان خميس به هيچ يك اخبار و اقوال فوق نيز اشاره نكرده به جز خبر كثرت روايات ابوهريره.
همچنين عثمان خميس نقل كرده است كه عمر بن خطاب ابوهريره را با دره زد و
[١] . سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ٢، ص ٦٠١.
[٢] . تاريخ المدينه ابن شبه، ج ٣، ص ٨٠٠؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٥٠، ص ١٧٢؛ سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٦٠٠؛ البداية والنهايه، ج ٤، ١٠٦. كنز العمال، ج ١٠، ص ٢٩١، ح ٢٩٤٧٢.
[٣] . تاريخ ابن عساكر، ج ٦٧، ص ٣٤٤؛ تاريخ ابن كثير، ج ٨، ص ١١٥؛ سير أعلام النبلاء، ج ٢ ص ٦٠٢.