امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٦٢ - عمر بن الخطاب و تحريم متعه
زنا إلا شقي؛[١] كسى كه من او را تصديق مىكنم به من خبر داد كه على عليه السلام در كوفه گفته است: اگر تحريم عمر نبود به متعه امر مىكردم و سپس كسى جز شقى زنا نمىكرد. (اين جريج از رجال صحاح سته است كه شرح حالش بعدا خواهد آمد.)
٤. عمر بن سعد همدانى از حنش بن المعتمر نقل كرده كه گفته است: سمعت عليا يقول: لو لا ما سبق من ابن الخطاب في المتعة ما زنى الا الشقى؛ از على شنيدم كه مىگفت: اگر عمر متعه را حرام نكرده بود كسى جز شقى زنا نمىكرد. (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٢، ص ٢٥٣.)
٥. عطا از ابن عباس نقل كرده كه گفته است: ما كانت المتعة إلا رحمة رحم الله بها هذه الامة ولو لا نهي عمر بن الخطاب عنها ما زنى إلا شقي؛[٢] متعه رحمتى بود از جانب خداوند متعال براى اين امت، و اگر عمر از متعه نهى نكرده بود، كسى جز شقى زنا نمىكرد.
رجال اين سند نيز همه ثقه و از رجال صحاح سته هستند جز ربيع بن سليمان جيزى كه از رجال دو سنن است و سعيد بن كثير بن عفير كه از رجال صحيحين است.
٦. سعيد بن مسيب مىگويد: رَحِمَ اللّهُ عمر، لو لا أَنه نهى عن المتعة لفشا الزنى، قال: وقال ابن عباس: رَحِمَ اللّه عمرَ لو لا نهى عن المتعة ما زنى أَحد؛[٣] خدا عمر را ببخشد، اگر او از متعه نهى نمىكرد زنا فاش مىشد، ابن عباس گفته است: خدا عمر را ببخشد، اگر او از زنا نهى نمىكرد كسى زنا نمىكرد. اين سند صحيح و رجالش رجال صحيحين است.
٦. سعيد بن مسيب مىگويد: نهى عمر عن متعتين متعة النساء ومتعة الحج؛ عمر از متعهى
[١] . مصنف عبدالرزاق، ج ٧، ص ٥٠٠، ح ١٤٠٣٠؛ كنز العمال، ج ١٦، ح ٤٥٧٢٨.
[٢] . شرح معانى الآثار طحاوى، ج ٣، ص ٢٦؛ تفسير قرطبى، ج ٥، ص ١٣٠؛ در المنثور، ج ٢، ص ١٤١.
[٣] . تاريخ المدينه ابن شبه، ج ٢، ص ٧٢٠.