امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٠٨ - امام بخارى و مغفور له بودن يزيد بن معاويه
يغزون البحر قد اوجبوا. قالت أم حرام: قلت يا رسول الله، أنا فيهم؟ قال: أنت فيهم. ثم قال النبى صلى الله عليه و آله: اول جيش من أمتى يغزون مدينة قيصر مغفور لهم. فقلت: أنا فيهم يا رسول الله؟ قال: لا؛[١]
امحرام از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شنيده است كه مىفرمودهاند: اولين لشكرى از امتم كه به سوى بحر به جهاد مىروند همانا براى آنها واجب گشته است. امحرام گفت: من نيز در بين آنها خواهم بود؟ حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: آرى. سپس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: اولين لشكرى از امتم كه به شهر قيصر جهاد انجام مىدهند، بخشيده شدهاند ....
در اين خبر چنانكه ابن حجر در شرح اين حديث معنا كرده و ابن تيميه به آن در دفاع از يزيد بن معاويه استدلال كرده است[٢]، بخارى براى يزيد منقبتى از زبان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده و مورد آمرزش خداوند متعال قرار گرفتن يزيد را بازگو كرده است؛ زيرا مىگويند: اولين لشكرى كه به قيصر حمله كرده امير آن يزيد بوده است.
اولا: امام بخارى باز دست به عمل عجيب زده؛ زيرا در اين موضوع دو خبر نقل كرده كه با هم همخوانى ندارند. ثانياً: اين حديث با همين يك سند روايت شده است كه در آن از غزوه مدينه قيصر و مغفور لهم، سخن به ميان آمده است. و ثالثاً: اين خبر كه تنها با يك سند نقل شده است، در تمام اسانيد آن عمير بن الاسود و خالد بن معدان و ثور بن يزيد هستند كه همگى از اهل شامند. رابعاً: سه لفظ جعلى از جانب رجال اهل شام در اين خبر است: ١. ذكر مدينه قيصر. ٢. مورد آمرزش قرار گرفتن آنها. ٣. واجب گشتن بهشت براى اهل غزوه بحر، چنان كه ابن حجر معنا كرده است و ظاهراً اين غزوه را معاويه در زمان عثمان انجام داده است.[٣] خامساً: اين خبر را هيچ يك از كتب مسانيد و سنن و صحاح نقل نكردهاند و تنها حاكم و طبرانى و ابن ابىعاصم در «الآحاد والمثانى»
[١] . صحيح بخارى، كتاب الجهاد والسير، باب: ما قيل في قتال الروم، ج ٣، ص ١٠٦٩، ح ٢٩٢٤.
[٢] . فتح الباراى، ج ٦، ص ٧٤؛ منهاج السنه ابن تيميه.
[٣] . فتح البارى ابن حجر، ج ٦، ص ٧٥.