امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٢٥ - ٣ فرار از يهوديان خيبر
ابىشيبه نيز مرسل صحيح است وخبر انس آن را تقويت مىكند.
ابوقتاده مىگويد: ... مردم روز حنين فرار كردند و من نيز همراه آنها فرار كردم. به ناگاه در بين مردم به عمر بن خطاب برخوردم و به او گفتم: به مردم چه شده است؟ گفت: كار خداست. سپس مردم به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله برگشتند.[١] بخارى اين خبر را با اين لفظ وكامل در اينجا نقل كرده است، ولى در دو مورد ديگر[٢] آن را ناقص نقل نموده وسعى كرده فرار از جنگ را به نوعى براى خواننده مشتبه سازد.
باز نقل كردهاند: مسلمين روز حنين فرار كردند و همراه پيامبر صلى الله عليه و آله جز ده نفر و گفته شده نه نفر باقى نماند كه عبارتاند از: على عليه السلام، عباس، ابوسفيان بن حارث، نوفل، ربيعه بن حارث، عتبه، معتب بن ابىلهب، فضل بن عباس و ابن زبير و گفته شده كه ايمن بن امايمن نيز فرار نكرده است.[٣]
٣. فرار از يهوديان خيبر
عن على قال:
«سار النبى صلى الله عليه و آله إلى خيبر فلما أتاها بعث عمر وبعث معه الناس إلى مدينتهم او قصرهم فقاتلوهم فلم يلبثوا انهزم عمر وأصحابه فجاءوا يجبنونه ويجبنهم؛[٤]
پيامبر صلى الله عليه و آله پرچم را در روز خيبر به دست عمر دادند. آنگاه او به طرف دشمن روان شد. سپس از ميدان فرار كرده وبرگشتند، در حالى كه يارانش عمر را ترسو مىخواندند وعمر
[١] . صحيح بخارى، كتاب المغازى، باب قول الله تعالى: يوم حنين، ج ٤، ص ١٥٧٠، ح ٤٣٢٢.
[٢] . صحيح بخارى، كتاب فرض الخمس، باب مَنْ لَمْ يُخَمِّسِ الأَسْلَابَ، ح ٣١٤٢ و ٤٣٢١.
[٣] . تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٦٢؛ انساب الاشراف، ج ١، ص ٦٢؛ تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٢٧؛ الاستيعاب، ج ١، ص ٤٠ و ٢٤٤ شرح حال ايمن وعباس؛ تفسير فخر رازى، ج ١٦، ص ٢٢.
[٤] . مصنف ابن ابىشيبه، ج ٨، ص ٥٢١، ح ٣٦٨٧٩ و ٣٦٨٩٤؛ تاريخ طبرى، ج ٢، ص ١٣٦؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٤٠، ح ٤٣٤٠ و ٤٣٤١ و ٤٣٤٢ با سه سند؛ تفسير ثعلبى، ج ٩، ص ٥٠ با سه سند؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٢، ص ٨٩ و ٩٣ و ٩٧؛ مجمع الزوائد، ج ٦، ص ١٥٠، ج ٩، ص ١٢٤؛ كنز العمال، ج ١٠، ص ٤٦٢، ح ٣٠١١٩.