امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٢٨ - فرار شيطان از عمر بن خطاب
بيده ما لقيك الشيطان قط سالكا فجا إلا سلك فجا غير فجك؛[١] زهرى از طريق سعد بن ابىوقاص چنين روايت كرده است: عمر اذن ورود به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله را خواست در حالى كه نزد آن حضرت زنانى از قريش بودند و با صداى بلند با آن حضرت سخن مىگفتند. چون آنها صداى عمر را شنيدند و چون حضرت به عمر اذن دادند و او وارد شد زنها از جا بلند شدند و حجاب را به خود پيچاندند. عمر وارد شد در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مىخنديدند و عمر گفت: خداوند تو را با خنده نگه دارد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: من به حال اين زنها تعجب كردم، اينها نزد من (بدون حجاب) ايستاده بودند و چون صداى تو را شنيدند خود را با حجاب پوشاندند. عمر گفت: تو سزاوارتر هستى اى رسول خدا به اينكه از تو بترسند، سپس به زنها گفت: اى دشمنان جان خود، از من پروا مىكنيد، ولى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نه! زنها گفتند: آرى؛ زيرا تو تندخو هستى. پس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: قسم به ذاتى كه جانم در قبضهاى قدرت اوست، هرگز در گذشته شيطان با او برنخورد و رو در رو قرار نگرفت، مگر اين كه از راه ديگر (با ديدن تو) فرار نمود.
از عجائب روزگار اين است كه هر جا در حديثى به ساحت قدسى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله توهين شده از افراد متهم و نوكران حاكمان بنى اميه بوده است. اين خبر يكى ديگر از خبرهايى است كه در آن به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به راحتى توهين شده است.
اولًا: دقت داشته باشيم كه اين خبر نيز تنها از نوكر بنى اميه و يك فرد ناصبى ابن شهاب زهرى روايت شده است و هيچ كسى جز او آن را روايت نكرده است. ثانياً: از اين حديث به روشنى استفاده مىشود كه شيطان از عمر بن خطاب مىترسيده است، ولى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نمىترسيده. ثالثاً: بنابر اين خبر زنها در نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بدون
[١] . صحيح بخارى، كتاب بدء الخلق، باب صفة ابليس وجنوده، ج ٣، ص ١١٩٩، ح ٣٢٩٤ و ٣٦٨٣ و ٦٠٨٥؛ مسند احمد، ج ١، ص ١٧١، ح ١٤٧٢ و ١٥٨١ و ١٦٢٤؛ كتاب فضائل الصحابة، باب من فضائل عمر، صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٦٣، ح ٢٣٩٦.