امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٧٥ - نزول آيه«اولى الامر»
نازل شده است.[١] و البته نظرات متناقض فراوان در مورد «اولى الامر» دارند كه نياز به ذكر آنها نيست. ثالثاً: چنانكه ابن حجر و ذهبى نيز تصريح كردهاند بخارى عبدالله بن حذافه را از صحابه نمىداند و در شرح حال او گفته است: حديثش صحيح نيست، مرسل است.[٢] با اين وجود چگونه اين اخبار را در صحيحش وارد كرده است، خيلى امر عجيب است. از نظر ما ابن حذافه از صحابه است و حتى گفته شده كه او در بدر نيز حضور داشته است، ولى اخبار مذكور ثابت مىكند كه آيه در اين سريه نازل نشده است و همچنين اينكه وقتى امام بخارى ابن حذافه را از صحابه نمىداند چگونه اين اخبار را در مورد او نقل كرده است! و اين نيز يك نوع تناقض واضح بخارى و صحيحش است.
مطلب مهم اين است كه اين آيهاى شريفه دلالت بر اين مىكند كه اولى الامر بايد معصوم باشند؛ زيرا امر بر اطاعت از اولى الامر مطلق است چنانكه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مطلق است و يك امر بيش نيست، لذا اطاعت از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين آيه را مطلق و از اولى الامر را مقيد قرار دادن بر خلاف آيه و واقعيت خواهد بود، ولى بايد دقت داشته باشيم كه امروزه وهابىها مىگويند: اطاعت از خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله در اين آيه مطلق است، ولى اطاعت از اولى الامر مقيد است. دليل آنها به مقيد بودن اطاعت از اولى الامر حديث زير است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودهاند:
لا طاعة لمخلوق في معصية الله عز وجل؛[٣]
يعنى در گناه و نافرمانى خداوند از مخلوق اطاعت نبايد كرد.[٤]
اين حديث را چندين نفر از صحابه روايت كردهاند و بدون شك صحيح است، ولى مشكل در درك و فهم اين حديث است.
[١] . تفسير طبرى، ج ٥، ص ٢٠٥؛ تفسير ابن كثير، ج ١، ص ٥٣٠.
[٢] . تاريخ الكبير بخارى، ج ٥، ص ٨، رقم ١٤.
[٣] . مسند احمد، ج ١، ص ١٢٩، ح ١٠٦٥ و ١٠٩٥ و ٣٨٨٩ و ٢٠٦٧٢ و ٢٠٦٧٣ وديگران.
[٤] . هذه عقيدتنا، ص ٣١؛ رد شبهات حول عصمة النبي، وديگران.