امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٢٢ - ١ فرار از جنگ احد
بكن ....[١] ابن حجر و ذهبى در شرح حال حمزه در كتاب «سير اعلام النبلاء» و «الاصابه» عزيز گشتن اسلام با مسلمان شدن او و به ملازمت او در نصرت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بعد از آن، تصريح كردهاند.
ثالثا: در سيره عمر بن خطاب عكس اين خبر ديده مىشود؛ زيرا از كتب مكتب اهل سنت استفاده مىشود كه خليفه دوم در واقع نسبت به مسلمين سختگير و در برابر غير مسلمين چنين صفتى نداشته است كه چند نمونه براى اين دو واقعيت تلخ، ذكر مىكنيم:
١. فرار از جنگ احد
امالمؤمنين عايشه مىگويد: ابوبكر پيوسته وقتى روز احد را ياد مىكرد، مىگفت: آن روز همهاش براى طلحه بود. سپس شروع مىكرد به نقل كردن ومىگفت: پس از فرار مردم در احد، من اول كسى بودم كه به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله برگشتم.[٢] حاكم سه سند اين خبر را صحيح دانسته است. اين قرينه بر آن است كه خليفه دوم نيز جزء آنها بوده است.
انس بن نضر خود را به عمر و طلحه در بين مردانى از مهاجر و انصار رسانيد و گفت: چرا نشستهايد؟ گفتند: پيامبر صلى الله عليه و آله كشته شد. گفت: حيات پس از پيامبر صلى الله عليه و آله را چه مىكنيد؟ برخيزيد پس شما نيز به خاطر آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله براى آن جان داد، بميريد. سپس همگى به ميدان جنگ برگشتند.[٣]
[١] . تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٧٢؛ سير ابن هشام، ج ١، ص ٣١٢؛ البدايه والنهايه، ج ٣، ص ٤٥.
[٢] . الجهاد ابن مبارك، ص ١٠٦، ح ٩١؛ مسند طيالسى، ص ٣، ح ٦؛ طبقات الكبرى، ج ٣، ص ١٥٥؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٢٩، ح ٤٣١٥ و ٥١٥٩ و ٥٦١٠؛ فتح البارى، ج ٧، ص ٢٧٨ وديگران.
[٣] . سيره ابن هشام، ج ٤، ص ٣١؛ سيره ابن اسحاق، ج ١، ص ٣٠١، سيره ابن حبان، ج ١، ص ٢١٨؛ تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٦٦؛ تاريخ الاسلام، ج ١، ص ٢١٠.