امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٧٠٠ - ١٩ عمر بن خطاب و نهى از نماز در صورت عدم وجود آب
سَيِّدُنَا وَخَيْرُنَا وَأَحَبُّنَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله؛[١] ابوبكر در سقيفه گفت: با عمر يا ابوعبيده بيعت كنيد. عمر گفت: بلكه با تو بيعت مىكنيم، تو سيد ما و ... هستى.
١٩. عمر بن خطاب و نهى از نماز در صورت عدم وجود آب
عن عبدالرحمن بن أبزي أن رجلا أتى عمر فقال: إني أجنبت فلم أجد ماء فقال: لا تصل فقال عمار: أما تذكر يا أمير المؤمنين إذ أنا وأنت في سرية فأجنبنا فلم نجد ماء فأما أنت فلم تصل و اما أنا فتمعكت في التراب وصليت فقال النبي صلى الله عليه و آله: إنما كان يكفيك أن تضرب بيديك الأرض ثم تنفخ ثم تمسح بهما وجهك وكفيك فقال عمر: اتق الله يا عمار قال إن شئت لم أحدث به؛[٢] مردى به نزد عمر بن خطاب آمد و گفت: من جنب شدم وآب پيدا نكردم. عمر گفت: نماز نخوان. پس عمار به عمر گفت: مگر به ياد نمىآورى كه با هم در سريهاى بوديم وجنب شديم وآب پيدا نكرديم. اما تو، پس نماز نخواندى و اما من خود را به خاك ماليدم ونماز خواندم. پيامبر صلى الله عليه و آله (در مورد عمل من) فرمودند: براى تو كافى بود كه دستانت را به زمين بزنى و به صورت ودستت مسح بكنى. عمر گفت: از خدا بترس اى عمار. عمار گفت: اگر تو بخواهى (نخواهى كه من اين واقعيت را بگويم) ديگر آن را نقل نمىكنم.
در روايت ديگر چنين وارد شده است:
مردى به نزد عمر بن خطاب آمد و گفت: اى اميرالمؤمنين، براى ما يك ماه و دو ماه مىگذرد وآب (براى تيمم) پيدا نمىكنيم. خليفه دوم گفت: اما اگر من (جاى شما)
[١] . صحيح بخارى، كتاب الفضائل، باب فضل ابىبكر، ح ٣٦٦٨.
[٢] . صحيح مسلم، كتاب الحيض، باب التيمم، ج ١، ص ٢٧٧، ح ٣٦٨، با چهار سند؛ مسند احمد، ج ٤، ص ٢٦٥، ح ١٨٣٥٨؛ سنن نسائى المجتبى، ج ١، ص ١٧٠؛ سنن ابن ماجه، صحيح ابن خزيمه.