امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٢٤ - روايت ديگر بخارى در فضل خلفاى ثلاثه
معتقد به «قدر» بود. اميد است خداوند عذر امثال او را كه به وسيله تدليس و بدعتگذارى تعظيم خدا را خواستهاند، بپذيرد ... آرى ما به او در بدعت و خطايش اقتدا نمىكنيم و براى او توبه و برگشت از آن بدعتش را آرزو مىكنيم.[١]
ابن عدى اين حديث را در كاملش وارد كرده است.[٢] در اكثر اسانيد اين حديث قتاده با «عن» روايت كرده است و گاه هم مىگويد: «عن قتاده ان انس حدثهم» و گاه هم «انبأهم» گفته است و اين نيز اضطراب در سند حديث است. در روايت ديگر نزد مسلم ابوهريره بر اين حديث در سند اول اميرالمؤمنين عليه السلام و طلحه و زبير را اضافه كرده و در سند دوم بر اين شش نفر سعد بن ابىوقاص را نيز افزوده است.[٣] و همچنين در اين خبر، كوه «حراء» (يكى از كوههاى مكه) گفته شده است نه كوه احد. اين سند علاوه براينكه با حديث انس مخالف است و خود ابوهريره نيز مجروح است، تنها با سندى روايت شده كه در تمام آن سهيم بن ابىصالح و عبدالعزيز بن محمد هستند كه در مورد هر دو ضعف است: يحيى بن معين در مورد سهيل گفته است: او حجت نيست. ابوحاتم گفته است: به حديث او نمىشود احتجاج نمود.[٤] ابن حجر نقل كرده: حافظهاش ضعيف شده و يحيى گفته است: هميشه محدثان از حديث او پرهيز مىكردند.[٥]
و همچنين سعيد بن زيد نيز اين حديث را روايت كرده و عبدالرحمن بن عوف و خودش را نيز به آن اضافه كرده است.[٦] پس اين سه لفظ حديث مختلف بوده و با هم اختلاف و تناقض دارند و واقعيت نداشتن آن را ثابت مىكنند. همچنين واقعيت تاريخى
[١] . سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ٥، ص ٢٦٩.
[٢] . الكامل فى ضعفاء الرجال ابن عدى، ج ٦، ص ٣٥٧.
[٣] . صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابه، باب من فضائل ابىبكر، ج ٤، ص ١٨٨٠، ح ٢٤١٧،.
[٤] . من له رواية فى كتب الستة ذهبى، ج ١، ص ٤٧١، رقم ٢١٨٣.
[٥] . تهذيب التهذيب ابن حجر، ج ٤، ص ٢٣١، رقم ٤٦٤.
[٦] . سنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ٥٥، ح ٨١٩٠.