امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٦٢ - نسبت بىعدالتى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
رسانيد و زنها دو مرتبه او را برگرداندند (در خبر مسلم به او به تندى گفتند: تو نتوانستى ما را بى نياز كنى، به نزد آن حضرت برگرد و ...)، ولى او قبول نكرد. پس زنها زينب بنت جحش را فرستادند. زينب آمد و با تندى برخورد نمود و گفت: همانا همسرانت تو را به خدا سوگند مىدهند كه در مورد دختر ابوبكر عدالت را رعايت كنى، و صدايش را بلند نمود و عائشه را سب و دشنام نمود. حضرت به عائشه نگاه مىكردند كه آيا او پاسخ دشنام زينب را مىدهد يا نه. پس عائشه شروع كرد به رد كردن سخن زينب تا اينكه زينب را ساكت نمود. پيامبر صلى الله عليه و آله به عائشه نگاه كرد و فرمود: او دختر ابوبكر است.
در سند اين حديث اضافه بر عبدالحميد برادرش اسماعيل نيز هست كه او سارق و كذاب نيز بوده است و در گذشته با او آشنا شديم. اين حديث به اين شكل تنها از اسماعيل و عبدالحميد روايت شده و اما قسمت دوم حديث را كه حضرت زهرا عليها السلام واسطه شدهاند، مسلم در صحيحش از زهرى روايت كرده است و جالب است كه در آن مىگويد: «فاطمه اذن ورود خواست در حالى كه آن حضرت همراه من در بستر من خوابيده بود، پس اذن ورود داد و در واسطه اول نيز گويا پيامبر صلى الله عليه و آله به امسلمه سخنى به همين معنا را گفتهاند كه وحى بر من نيامد كه من در لباس و بستر كسى باشم مگر عائشه ... و بار سوم زينب بنت جحش آمد در حالى كه حضرت صلى الله عليه و آله در همان حالى بودند كه فاطمه عليها السلام وارد شد.
پس اولا: هر دو سند اين حديث ضعيف است، ثانياً: سؤال اين است: آيا شخص عادى در حضور دختر خود همراه همسرش در بستر خواهد خوابيد كه ما اين نسبت را به رسول خدا صلى الله عليه و آله مىدهيم؟ (البته در اخبار ديگر نيز چنين نسبتها به آن حضرت داده شده است). ثالثاً: در اين خبر همسران پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله گويا تأكيد دارند بر اين كه حضرت عدالت را رعايت نمىكنند و آن حضرت را به خدا سوگند مىدهند كه عدالت را رعايت كنند و حال آنكه چنين سخنان و رعايت نكردن عدالت را منافقين به