امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٠٧ - امام بخارى و مغفور له بودن يزيد بن معاويه
كان يحمل على علي تحاملا شديدا وقال: لا أحب عليا؛ يعنى با شدت به على حمله مىكرد و مىگفت: على را دوست ندارم. ابن حجر مىگويد: من لم يحب الصحابة فليس بثقة ولا كرامة؛ هر كه صحابه را دوست نداشته باشد ثقه نيست.[١] ولى باز در «تقريب التهذيب» مىگويد: صدوق تكلم فيه للنصب.[٢] و در مورد حريز بن عثمان قبلى نيز ابن حجر مىگويد: ثقه، ثبت رمى به نصب شده.[٣] و اين تناقض تنها از جانب ابن حجر در تاريخ به جاى نمانده است، بلكه اكثر محدثين دچار چنين تناقض عجيب شدهاند و سخنان خود را به باد بازى و فراموشى سپردهاند.
٩. ثور بن يزيد از تابع تابعين اهل شام
امام بخارى از او پنج حديث روايت كرده است. ابن سعد مىگويد: كان جده قتل يوم صفين مع معاوية فكان ثور إذا ذكر عليا قال: لا أحب رجلا قتل جدي؛[٤] جد ثور همراه معاويه در صفين كشته شد و ثور هر وقت على را ياد مىكرد مىگفت: دوست ندارم مردى را كه جدم را كشت. با اين وجود باز ابن حجر در مورد او مىگويد: ثقة ثبت الا انه يرى القدر.[٥]
از جمله روايت او در صحيح بخارى حديث در بخشيده شدن يزيد است:
امام بخارى و مغفور له بودن يزيد بن معاويه
عمير بن اسود عن ام حرام: أنها سمعت النبى صلى الله عليه و آله يقول:
اول جيش من أمتى
[١] . تهذيب التهذيب، ج ١، ص ٢٠٦، رقم ٤٣٨.
[٢] . تقريب التهذيب ابن حجر، ج ١، ص ٨٣، رقم ٣٥٨.
[٣] . همان، ج ١، ص ١٩٦، رقم ١١٨٨.
[٤] . تهذيب التهذيب ابن حجر، ج ٢، ص ٣٠، رقم ٥٧.
[٥] . تقريب التهذيب ابن حجر، ج ١، ص ٨٢، رقم ٨٦٣.