امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٤٢ - بيعت به عثمان بن عفان
٤. عن حارثة قال: حججت مع عمر فسمعت حادي عمر يحدو: إن الامير بعده ابن عفان. قال وسمعت الحادي يحدو في إمارة عثمان: إن الامير بعده علي وفي الزبير خلف رضي؛[١] حارثه مىگويد: همراه عمر حج نمودم و شنيدم كه ندا دهندهاى عمر از جانب او ندا مىدهد: همانا امير پس از عمر ابن عفان است .... ابن حجر سند اين خبر را صحيح دانسته است.
از اين اخبار استفاده مىشود كه عمر بن خطاب نقشه بر خلافت رسيدن عثمان را طرح كرده و آن را بر عهده عبدالرحمن گذاشته بود.
٥. ابن حجر مىگويد: و روينا بسند صحيح ... عن المسور أن عثمان مرض فكتب العهد لعبد الرحمن بن عوف ولم يطلع على ذلك إلا حمران ثم أفاق عثمان فاطلع حمران عبد الرحمن على ذلك فبلغ عثمان فغضب عليه فنفاه؛[٢] با سند صحيح از مسور روايت شدهاييم كه عثمان وقتى مريض شد خلافت را براى عبدالرحمن نوشت و از اين داستان كسى جز حمران مطلع نشد، سپس عثمان خوب شد وحمران خبر را به عبدالرحمن بازگو نمود وعثمان به اين جهت بر وى غضب كرد و او را تبعيد نمود.
عمر بن شبه در «تاريخ المدنه» اين خبر را با سند صحيح ديگر از عبدالرحمن بن عوف نيز روايت كرده است.
و به اين نوع خداوند متعال واقعيت مطلبى را كه اميرالمؤمنين عليه السلام در روز شورى به عبدالرحمن بن عوف با صراحت از آن خبر داده بودند، در تاريخ ثبت گردانيد تا حقجويان به راحتى بتوانند حق را از باطل جدا سازند و الا مخالفان خلافت بلا فصل
[١] . تاريخ المدينه ابن شبه، ج ٣، ص ٩٣٣؛ انساب الاشراف بلاذرى، ج ١، ص ٢٥٥ وج ٣، ص ١٥؛ فتح البارى ابن حجر، ج ١٣، ص ١٧٠ به نقل از خيثمه وبغوى.
[٢] . تهذيب التهذيب ابن حجر، ج ٣، ص ٣١؛ تاريخ المدينه ابن شبه، ج ٣، ص ١٠٢٩.