امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٣١ - عمر بن خطاب محدث اين امت
باشد و چنين نيز خواهد بود، ولى متأسفانه عمر بن خطاب از اين ميدان خيلى فاصله داشته است. به موارد زياد از اخبارى كه جايگاه واقعى عمر بن خطاب را معرفى مىكند به مناسبت در اين نوشتار اشاره كرديم و هم اكنون براى شناخت بيشتر خليفه دوم، به چند خبر ديگر اشاره مىكنيم:
١. عن سعيد بن مسيب ان عمر سأل رسول الله صلى الله عليه و آله كيف تورث الكلالة؟ قال: او ليس قد بين الله تعالى ذلك ثم قال: و ان كان رجل يورث كلالة «النساء ١٢» إلى آخرها، فكأن عمر لم يفهم. فأنزل الله تعالى يستفتونك قل الله يفتيكم في الكلالة «المائده ١٧٦» الى آخر الآية، فكأن عمر لم يفهم. فقال لحفصة: إذا رأيت رسول الله صلى الله عليه و آله طيب نفس فسأليه عنها، فرأت منه طيب نفس فسألته عنها، فقال: أبوك ذكر لك هذا، ما أرى أباكِ يعلمها أبداً فكان يقول: ما أراني أعلمها أبداً، وقد قال رسول الله صلى الله عليه و آله ما قال؛[١] عمر بن خطاب از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال كرد كه كلاله چگونه ارث مىبرند؟ حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: مگر خداوند متعال آن را بيان نفرموده است؟ سپس آيه را تلاوت فرمودند: «اگر مردى بوده باشد كه كلاله (برادر و خواهر) از او ارث مىبرد ... تا آخر آيه» گويا عمر متوجه نشد و نفهميد. خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود: «از تو (در باره ارث خواهران و برادران) سؤال مىكنند، بگو: «خداوند، حكم كلاله (خواهر و برادر) را براى شما بيان مىكند: اگر مردى از دنيا برود، كه فرزند نداشته باشد، تا آخر آيه.» باز عمر معناى آن را نفهميد و به حفصه گفت: هر وقت پيامبر صلى الله عليه و آله را سر و حال ديدى معناى كلاله را سؤال بكن. حفصه از پيامبر صلى الله عليه و آله از آن سؤال كرد وحضرت فرمودند: پدرت اين را به تو گفت، پدرت هرگز آن را ياد نخواهد
[١] . زوائد بوصيرى، ج ٣، ص ١٣٨، ح ٣٠٥١؛ در المنثور، ج ٢، ص ٧٥٤؛ كنز العمال، ج ١١، ص ١١٤، ح ٣٠٦٨٨؛ سبل الهدى والرشاد، ج ٩، ص ٢٨٧؛ احكام القرآن جصاص، ج ٢، ص ١١٠؛ تفسير ابن كثير، ج ١، ص ٦٠٨.