امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٣٣ - عمر بن خطاب محدث اين امت
خواهى رفت، ولى آن را ياد نخواهى گرفت. عمر از دنيا رفت، ولى حكم ارث پدر بزرگ را ياد نگرفت.»
رجال اين خبر نيز همه ثقه هستند و هيثمى گفته است: رجال اين سند رجال صحيح هستند.
٤. عن بن سيرين عن عبيدة السلماني قال: سألته عن فريضة فيها جد فقال: لقد حفظت من عمر بن الخطاب فيها مئة قضية مختلفة (كلها ينقض بعضها بعض) قال قلت: عن عمر؟ قال: عن عمر؛[١] ابن سيرين مىگويد: از عبيده سلمانى (كه از بزرگانى است كه سال فتح مكه ايمان آورده و از شاگردان ابن مسعود بوده) از واجبى كه در آن حكم پدر بزرگ نيز بود سؤال كردم و او گفت: همانا از عمر در حكم پدر بزرگ صد حكم و فتواى مختلف ديدم و حفظ نمودم (در نقل ابن حجر: هر كدام از آن فتوا ديگرى را نقض و باطل مىكرد). ابن سيرين (با تعجب) گفت: از عمر؟ عبيده گفت: آرى، از عمر.»
ابن حجر يكى از دو سند اين خبر را صحيح دانسته و ابن حزم مىگويد: سندى صحيحتر از اين پيدا نمىشود و رجال سند ابن ابىشيبه كه از ابواسحاق است نيز همگى از رجال صحاح سته هستند. همچنين اين خبر را از عبيده سلمانى ابواسحاق سبيعى و محمد بن سيرين نقل كردهاند و دو نفر اين خبر را از ابن سيرين روايت كرده است.
٥. عن بن عمر قال: تعلم عمر سورة البقرة في اثنتي عشرة سنة فلما ختمها نحر جزورا؛[٢] ابن عمر مىگويد: عمر سوره بقره را در ١٢ سال تعليم گرفت پس وقتى آن را تمام
[١] . مصنّف عبد الرزّاق، ج ١٠، ص ٢٦١، ح ١٩٠٤٣ و ١٩٠٤٤، باب فرض الجد؛ مصنف ابن ابىشيبه، ج ٧، ص ٣٦٢، ح ٣١٢٦٥؛ سنن دارمى، ج ٢، ص ٣٥١( با حذف اسم عمر روايت كرده است)؛ سنن الكبرى بيهقى، ج ٦، ص ٢٤٥؛ المحلى ابن حزم، ج ٢، ص ٢٩٥؛ فتح البارى، ج ١٢، ص ١٧ و ٢١.
[٢] . شعب الايمان بيهقى، ج ٤، ص ٤٦٧، ح ١٩٠٠؛ تفسيرقرطبى، ج ١، ص ٤٠؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٤، ص ٤٨٦؛ تاريخ الاسلام ذهبى، ج ١، ص ٤١٠؛ در المنثور، ج ١، ص ٢١؛ تنوير الحوالك، ص ٢١٦، ح ٤٧٩.