امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٠٧ - تعجب از سخن گفتن گوسفند و يا گرگ
النبي صلى الله عليه و آله: فإني أؤمن بذلك وأبوبكر وعمر بن الخطاب؛[١] ابوهريره مىگويد: از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه (هميشه) مىفرمود: چوپان گوسفندانش را مىچرانيد گرگى حمله نمود و يكى از گوسفندها را گرفت. چوپان گرگ را دنبال كرد و گرگ رو به چوپان آورد و گفت: روزى كه حيوان ديگرى بخواهد گوسفند تو را شكار كند جز من چه كسى از گوسفند دفاع مىكند؟ در آن حال مردى گاوى را مىراند در حالى كه به گاو سوار شده بود. گاو به آن مرد روى كرد و با او صحبت نموده و گفت: من براى سوار شدن تو آفريده نشدهام، لكن من براى زراعت خلق شدهام. مردم (از روى تعجب) گفتند: سبحان الله (يعنى باور نكردند) پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: همانا من و ابوبكر و عمر به اين سخن گفتن گاو ايمان مىآوريم و باور داريم.
در حديث ديگر ابوهريره مىگويد:
عقيل عن ابن شهاب عن سعيد بن المسيب وأبي سلمة بن عبد الرحمن قالا: سمعنا أبا هريرة يقول: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: بينما راع في غنمه عدا الذئب فأخذ منها شاة فطلبها حتى استنقذها فالتفت إليه الذئب فقال له: من لها يوم السبع ليس لها راع غيري. فقال الناس: سبحان الله فقال النبي صلى الله عليه و آله: فإني أؤمن به وأبوبكر وعمر. و ما ثم أبوبكر وعمر؛[٢] پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: چوپان گوسفندانش را مىچرانيد گرگى حمله نمود و يكى از گوسفندها را گرفت. چوپان گرگ را دنبال كرد و گوسفندش را از چنگ گرگ نجات داد. گرگ رو به چوپان آورد و گفت: روزى كه حيوان ديگر گوسفند را شكار كند چه كسى از گوسفند دفاع مىكند زمانى كه وى نگهبانى جز من ندارد؟ مردم گفتند: سبحان الله، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند:
[١] . صحيح بخارى، كتاب فضائل الصحابة، باب قول النبي صلى الله عليه و آله: لوكنت متخذا خليلا، ج ٣، ص ١٣٣٩، ح ٣٦٦٣ و ٢٣٢٤.
[٢] . صحيح بخارى، كتاب احاديث الانبياء، ٥٤- باب: ج ٢، ص ٨١٨، ح ٣٤٧١ و ٣٦٩٠.