امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٤٩ - عذاب شدن گذشتگان به خاطر گريه زندهها و تناقض ديگر بخارى
أعلم مرتين.[١] سلمه ابن ازرق مىگويد: من در بازار نزد ابن عمر نشسته بودم، پس جنازهاى را آوردند كه زنها بر آن گريه مىكردند. ابن عمر اين را عيب دانست و آن زنها را زجر نمود و بر سر آنها داد زد. سلمه گفت: اى اباعبدالرحمن اين گونه مگو و من شهادت مىدهم بر ابوهريره شنيدم كه او مىگفت: از پيش رسول خدا صلى الله عليه و آله جنازهاى را عبور دادند در حالى كه من وعمر بن خطاب همراه آن حضرت بوديم وزنها بر آن گريه مىكردند. پس عمر آنها را كتك زد و بر سر آنها فرياد زد تا از گريه باز ايستند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: اى عمر، آنها را به حال خودشان واگزار، همانا چشم اشك مىريزد وقلب مصيبت زده وعهد قريب است. گفتند: تو خودت شنيدى كه او اين سخن را مىگفت؟ گفت: آرى. ابن عمر دو مرتبه گفت: خدا ورسولش داناترند.
احمد شاكر سند اين خبر را صحيح دانسته است و شعيب ارنؤوط استدلال او را بر صحت اين خبر نقل كرده و آن را رد نكرده است.
عن أبي هريرة قال: خرج النبي صلى الله عليه و آله على جنازة ومعه عمر بن الخطاب. فسمع نساء يبكين فزبرهن عمر فقال رسول الله صلى الله عليه و آله: يا عمر! دعهن فإن العين دامعة، والنفس مصابة، والعهد قريب؛[٢] ابوهريره مىگويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله براى تشييع جنازهاى خارج شدند وعمر نيز همراه آن حضرت بود. وعمر شنيد كه زنها گريه مىكنند، پس عمر آنها را با تندى منع كرد، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: اى عمر! آنها را به حال خودشان واگزار. همانا چشم اشك مىريزد وقلب مصيبت زده وعهد نزديك است. حاكم و ذهبى سند اين خبر را صحيح دانستهاند.
[١] . صحيح ابن حبان، ج ٧، ص ٤٢٩؛ مسند أحمد، ج ٢ ص ١١٠، ح ٥٨٨٩؛ مصنف عبد الرزاق ج ٣، ص ٥٥٣، ح ٦٦٧٤.
[٢] . المصنف ابن ابى شيبه، ج ٣، ص ٢٦٨؛ علل دارقطنى، ج ١١، ص ٢٠، ح ٢٠٩٧؛ المستدرك على الصحيحين، ج ١، ص ٣٨١.