امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٤٧ - عذاب شدن گذشتگان به خاطر گريه زندهها و تناقض ديگر بخارى
از اين اخبار و روايات بخارى در صحيحش كه همه را در يك باب نقل كرده است، اولا: تناقضات آشكار ديگر بخارى در صحيحش ثابت مىشود. ثانيا: بايد بدانيم كه اخبار فراوان در مورد گريه بر ميت وارد شده است و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آن را رحمت معرفى كرده و مردم و زنان را حتى تشويق فرمودند تا براى حمزه گريه كنند.[١] به نظر مىرسد براى درك باطل بودن حديث عمر بن خطاب و ابن عمر همين اخبار مذكور در «صحيح بخارى» كفايت مىكند و نياز به ذكر اخبار و شواهد بيشتر در اين موضوع نيست. والا حتى در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عمر بن خطاب گاهى اتفاق مىافتاد كه در حضور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مردان و گاه زنانى را كه براى ميت گريه مىكردند كتك مىزد و از گريه نهى مىكرد، ولى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله او را از اين كار نهى مىكردند كه به چند نمونه اشاره مىكنيم:
عن ابن عباس قال: لما ماتت زينب بنت رسول الله صلى الله عليه و آله قال رسول الله صلى الله عليه و آله: ألحقوها بسلفنا الخير عثمان بن مظعون، فبكت النساء فجعل عمر يضربهن بسوطه فأخذ رسول الله صلى الله عليه و آله يده وقال: مهلا يا عمر، دعهن يبكين، وإياكن ونعيق الشيطان. إلى أن قال: وقعد رسول الله صلى الله عليه و آله على شفير القبر وفاطمة إلى جنبه تبكي فجعل النبي صلى الله عليه و آله يمسح عين فاطمة بثو به رحمة لها؛[٢] ابن عباس مى گويد: وقتى زينب دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: او را به سلف صالح ما عثمان بن مظعون ملحق بكنيد. پس زنها گريه كردند وعمر ابن الخطاب شروع كرد به كتك زدن زنها با تازيانهاش. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از دست عمر
[١] . مسند احمد، ج ٢، ص ٤٠، ح ٤٩٨٤ و ٥٥٦٣ و ٥٦٦٦؛ سنن ابن ماجه، ج ١، ص ٥٠٧، ح ١٥٩١؛ مصنف عبد الرزاق، ج ٣، ص ٥٦١، ح ٦٦٩٤؛ مصنف ابن ابى شيبه، ج ٣، ص ٢٦٧ وج ٨، ص ٤٨٧.
[٢] . مسند أحمد، ج ١، ص ٢٣٧، ح ٢١٢٧ و ٣١٠٣؛ طبقات الكبرى، ج ٣، ص ٣٩٨؛ تاريخ المدينه ابن شبه، ج ١، ص ١٠٣. مسند أبىداود الطيالسي، ص ٣٥١؛ مستدرك على الصحيحين، ج ١، ص ٢٢٥، ج ٣، ص ١٩٠؛ مجمع الزوائد، ج ٣، ص ١٧؛ سير اعلام النبلاء، ج ١، ص ١٦٠، ج ٢، ص ٢٥١.