امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٨٤ - دشمنى مروان با اهل بيت عليهم السلام
والبزار إلا أنه قال: لقد لعن الله الحكم و ما ولد على لسان نبيه؛[١] ابن زبير مىگويد: به خداى اين كعبه سوگند، همانا رسول خدا صلى الله عليه و آله حَكَم و اولادش را لعنت فرمودند. هيثمى اين خبر را از احمد و بزار و بوصيرى از ابن راهويه و احمد نقل كرده و سند آن را صحيح دانستهاند.
لما بايع معاوية لابنه قال مروان: سنة أبى بكر وعمر فقال عبد الرحمن بن أبى بكر: سنة هرقل وقيصر فقال مروان: هذا الذى أنزل الله فيه «والذى قال لوالديه أف لكما» فبلغ ذلك عائشة فقالت: كذب والله ما هو به ولو شئت ان أسمى الذى أنزلت فيه لسميته ولكن رسول الله صلى الله عليه و آله لعن ابا مروان ومروان فى صلبه فمروان فضض من لعنة الله؛[٢] وقتى معاويه براى يزيد بيعت گرفت مروان گفت: اين سنت ابوبكر و عمر است. عبدالرحمن بن ابوبكر گفت: سنت هرقل و قيصر است. مروان گفت: اين همان كسى است كه در بارهاش اين آيه «و كسى كه به والدينش اف گفت» نازل شده است. اين خبر به عائشه رسيد. پس گفت: والله دروغ گفته.، ولى رسول خدا صلى الله عليه و آله پدر مروان را لعنت فرمود و مروان پارهاى از لعنت خداست.
حاكم سند اين حديث را به شرط شيخين صحيح دانسته است و ذهبى آن را منقطع دانسته، ولى انقطاع بين كه، بيان نكرده است. هيچ گونه انقطاعى در سند آن نيست. بخارى نيز اين حديث را در صحيحش روايت كرده است، ولى سخنان ابن ابوبكر وامالمؤمنين عائشه را براى حفظ جايگاه صحيحش كه از مروان اخذ دين كرده، حذف كرده كه ابن حجر نيز به آن اشاره كرده است.[٣]
البته بايد دقت داشته باشيم كه از مروان اخبار و افعال مذموم فراوان در تاريخ به جاى مانده
[١] . مجمع الزوائد، ج ٥، ص ٢٤٠؛ زوائد بوصيرى، ج ٨، ص ٢٩، ح ٧٥٢٧ و ٧٥٢٨.
[٢] . سنن الكبرى نسائى، ج ٦، ص ٥٩، ح ١١٤٩١؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٤، ص ٥٢٨، ح ٨٤٨٣؛ تفسير بن كثير، ج ٤، ص ١٧٢. الاصابه ابن حجر، ج ٢، ص ٩٢، رقم ١٧٨٦.
[٣] . صحيح بخارى، كتاب التفسير، باب: والذي قال لوالديه اف لكما اتعدانني، ج ٤، ص ١٨٢٧، ح ٤٨٢٧. الاصابه ابن حجر، ج ٢، ص ٩٢، رقم ١٧٨٦.