امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٥٤ - جز ابوبكر همه مرا تكذيب كردند، و تناقض ديگر بخارى
ذهبى در مورد او مىگويد: صدوق زياد احاديث روايت مىكند احاديث منكر هم دارد. ابوحاتم گفته است: وقتى پير شد تغيير نمود.[١] ابوحاتم مىگويد: او سخن قيس را به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت داده است. ابوداود گفته است: ٤٠٠ حدث روايت كرده كه اصلى ندارند. صالح جزره گفته است: در برابر نقل حديث درهم مىگرفت. احمد گفته است: طياش كم عقل است، و هشام گفته است: لفظ جبريل و محمد صلى الله عليه و آله بر قرآن مخلوق است و احمد در اين مورد گفته است: خدا او را بكشد كرابيسى جرئت نكرد جبريل و محمد صلى الله عليه و آله را ذكر كند او جهمى است، اگر پشت سر او نماز خوانديد اعاده كنيد.[٢]
بنابر اين پس هشام جهمى است كه بخارى آنها را كافر و بدتر از يهود و نصارى خوانده است.
تمام راويان اين سند نيز اهل شام هستند و راوى اصلى عائذالله بن عبيدالله، قاضى عبدالملك بن مروان نيز بوده است، و اين بيانگر آن است كه او نسبت بنى اميه خوش خدمت بوده است، ولى شرح حال او را خيلى مختصر ذكر كردهاند و حال او در زمان معاويه و جنگ صفين را بازگو نكردهاند.
متن سوم اين داستان:
... عَبْدُ الرَّحْمَنِ بن عَبْدِ اللَّهِ بن عُمَرَ ... عن ابن عمر: أن أبا بكر نال من عمر شيئا ثم قال: إستغفر لى يا أخى فغضب عمر فقال ذلك مرات فغضب عمر فذكر ذلك للنبى صلى الله عليه و آله وانتهوا إليه وجلسوا فقال رسول الله صلى الله عليه و آله: يسألك أخوك أن تستغفر له فلا تفعل فقال: والذى بعثك بالحق نبيا ما من مرة يسألنى إلا وأنا أستغفر له و ما من خلق الله أحب إلى بعدك منه فقال أبوبكر وأنا والذى بعثك بالحق ما من أحد بعدك أحب إلى منه فقال رسول الله صلى الله عليه و آله: لا تؤذونى فى
[١] . الجرح والتعديل، ج ٩، ص ٦٦، رقم ٢٥٥.
[٢] . ميزان الاعتدال ذهبى، ج ٤، ص ٣٠٢، رقم ٩٢٣٤.