امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٢٩ - مبادرت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به نافلهى پس از عصر
نيز به خاطر اين دو ركعت كتك زد و زيد به او گفت: به خدا سوگند پس از آنكه ديدم پيامبر صلى الله عليه و آله آن دو ركعت را مىخواند، آن را هرگز ترك نخواهم كرد و عمر به نزد او نشست و گفت: اگر ترس اين نبود كه مردم آن را تا شب ادامه بدهند، من به خاطر آن كسى را نمىزدم. هيثمى سند اين خبر را حسن دانسته است.
اين اخبار دلالت مىكند كه خليفه دوم با سليقه خود از اين عمل منع مىكرده است و معاويه و امثال او به رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را نسبت دادهاند. همچنين در اين موضوع از شخص معاويه حديث ديگر نيز وارد شده و تأييد مىكند كه او اين حديث را از خود بافته است.
چنانكه ملاحظه كرديد بخارى در صحيحش با پنج سند مختلف بر خلاف حديث معاويه و ... حديث روايت كرده است و البته در تأييد حديث معاويه برخى احاديث ديگر نيز روايت شده است كه نياز به بررسى آنها نيست.
امام بخارى پس از اين تناقض آشكار باز دچار تناقض آشكارتر از اين شده و در اين موضوع باز چنين حديثى روايت كرده است:
عن بكير أن كريبا مولى ابن عباس حدثه أن ابن عباس وعبد الرحمن بن أزهر والمسور بن مخرمة أرسلوا إلى عائشة فقالوا: اقرأ عليها السلام منا جميعا وسلها عن الركعتين بعد العصر فإنا أخبرنا أنك تصلينهما وقد بلغنا أن النبي صلى الله عليه و آله نهى عنهما قال ابن عباس: وكنت أضرب مع عمر الناس عنهما قال كريب: فدخلت عليها وبلغتها ما أرسلوني فقالت: سل أم سلمة فأخبرتهم فردوني إلى أم سلمة بمثل ما أرسلوني إلى عائشة فقالت أم سلمة: سمعت النبي صلى الله عليه و آله ينهى عنهما وإنه صلى العصر ثم دخل علي وعندي نسوة من بني حرام من الأنصار فصلاهما فأرسلت إليه الخادم فقلت: قومي إلى جنبه فقولي تقول أم سلمة يا رسول الله ألم أسمعك تنهى عن هاتين الركعتين؟ فأراك تصليهما فإن أشار بيده فاستأخري ففعلت الجارية فأشار بيده فأستأخرت عنه