امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٣٠ - مبادرت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به نافلهى پس از عصر
فلما انصرف قال: يا بنت أبي أمية سألت عن الركعتين بعد العصر إنه أتاني أناس من عبد القيس بالإسلام من قومهم فشغلوني عن الركعتين اللتين بعد الظهر فهما هاتان؛[١] ابن عباس و ... كريب غلام ابن عباس را به نزد امالمؤمنين عائشه فرستادند تا از او در مورد دو ركعت نماز بعد از عصر سؤال كند؛ زيرا به ما خبر رسيد كه تو آن دو ركعت را مىخوانى و حال آنكه به ما خبر رسيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن نهى فرموده است. چون از عائشه سؤال شد، او سائل را به امسلمه حواله كرد و امسلمه گفت: از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه از آن دو ركعت نهى مىفرمود و روزى پس از عصر به من وارد شد و در نزد من زنانى از انصار بودند و آن حضرت آن دو ركعت را خواند، پس غلام را به نزد آن حضرت فرستادم تا سؤال كند كه شما كه از اين دو ركعت نهى مىفرمودى؟ حضرت پس از نماز مرا صدا زد و فرمود: از دو ركعت پس از عصر سؤال كردى، همانا مردانى از قبيله عبدالقيس به نزد من براى تشرف به اسلام آمدند و من با آنها مشغول شدم و دو ركعت نماز پس از ظهر از من فوت شد و اين همان دو ركعت است.
اولًا: توجه مىكنيد كه اين تناقض چه قدر واضح است، ثانياً: چنانكه باطل بودن اين حديث با در نظر گرفتن احاديث قبلى از امالمؤمنين عائشه خيلى روشن است، ولى با اين حال ابن حزم نيز به باطل و بىاساس بودن آن حكم كرده است. ثالثاً: چگونه ممكن است امسلمه غلامش را فرستاده باشد و شخصاً نرفته است، كه اين نيز به بُعد خبر مىافزايد، رابعاً: با وجود اين همه تأكيدات و قسم ياد كردن، چگونه ممكن است امالمؤمنين عائشه حكم آن را نداند و به امسلمه حواله كند، خامساً: با وجود تأكدات امالمؤمنين عائشه خيلى روشن است كه قطعاً اين خبر بىاساس و موضوع است، سادساً: ابن حزم مىگويد:
[١] . صحيح بخارى، كتاب السهو، باب: اذا كلم وهويصلى فاشار بيده واستمع، ج ١، ص ٤١٤، ح ١٢٣٣ و ج ٤، ص ١٥٨٩، ح ٤٣٧٠.