افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٥ - قانون سببيت
و اين بحث سر درازى دارد. قانون عقلى و علمى حكم مىكند كه در تزاحم اسباب، سبب قوىتر مقدم مىشود، انحصار اسباب در اسباب مادى متعارف نوع بىعقلى عاميانه است. علوم تجربى هنوز به آخرين مرحله خود نرسيده است.
در قرآن آمده است: «فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ» (حج: ١٥)، «وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً» (كهف: ٨٤)، «فَأَتْبَعَ سَبَباً»، «ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً»، «ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً» (كهف: ٨٥، ٨٩ و ٩٢)، «وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ» (بقره: ١٦٦)، «فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ» (ص: ١٠) و نيز سوره غافر آيه ٢١ و ٢٧ را بخوانيد.
به اين آيه توجه كنيد: يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ (رحمن: ٣٣). سلطان يعنى قدرت، و به هر مفهومى كه بگيريد جز سبب، ديگر مفهومى ندارد؛ يعنى شما از راه هاى آسمان ها و زمين به بيرون نفوذ نمى توانيد مگر به اسباب!
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ (زلزله: ٧)؛ ذرهاى از كار هاى خير و شر در اين دنيا، در آن دنيا ديده مىشود، معناى روشن اين دو آيه همين است، هر عمل سبب ديدن خود در آخرت مىشود و از اين قبيل عمومات زياد است، حتى مسقطات عقاب در قرآن و حديث باز هم از خود اسبابى دارند. ولى آقاى سروش نظر خاصى به قرآن دارد، و نمىخواهد كه خوابنامه داراى چنين قانون سببيت باشد!. در حالىكه قرآن قوانين مهمى براى زندگانى انسان در همه قرنها دارد.[١]
اگر كسى صاحب وجدان بيمار نباشد مىداند كه باز بودن دستهاى خدا (نافذ بودن اراده
[١] - كتاب قوانين زندگانى در قرآن به همين قلم را مطالعه كنيد.