افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٦ - تفسير سوره تحريم
واما جملهى سابق بر اين جمله در آيه مذكور: «إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ». از نظر عقلى مخصوص به هر شىء ممكن است و ضروريات؛ (يعنى واجب الوجود و ممتنع الوجود) قابليت تعلق قدرت حق تعالى را ندارند. و جمعى از كور دلان اين موضوع روشن را نفهميدهاند. ضرورت عدم يا وجود چگونه صحت و امكان تغيير را دارد؟!
تفسير سوره تحريم[١]
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ» (التحريم: ٩)؛ اى پيامبر! با كفار و منافقين جهاد كن و بر آنان سخت گيرى نما ...
واقعيتهاى تاريخ زمان رسالت آن حضرت بسيار روشن است كه جهاد با كفار و منافقين هر چند به ظاهر آيه از يك نوع است؛ ولى شايد اين سياق يكنوع فشار روحى بر منافقين بوده كه ممكن است عليه آنان همانند كفار جنگ و مبارزه مسلحانه صورت گيرد، و گرنه پيامبر با منافقين به خاطر اقرار ظاهرى آنان به اسلام و اصول اساسى آن، جنگ مسلحانه نكرد؛ ولى مراقبت از حال آنان و ايراد يك نوع فشار روانى و امر به معروف و نهى از منكر و تأديب در حق آنان به اساس دستور فوق بوده كه مىشود آن را جهاد ثانوى نام نهاد، و يا جهاد روانى در مقابل جهاد فيزيكى با كفار از آيات سوره توبه پيدا است كه اگر خداوند به رسولش عمر بيشترى مىداد كار منافقين را يكسره مىكرد و جامعهاى اسلامى را از لوث وجود و فكر كثيف آنان پاك مىنمود.
[١] - اين سوره مدنى و داراى ١٢ آيه مىباشد.