افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٥ - تفسير سوره نازعات
بدون اذن خدا، سخن ممنوع
«لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً» (النبإ: ٣٨)؛ هر كسى سخن بگويد بايد اذن بگيرد و صحبت او نيكو باشد؛ ولى كفار به دروغ سوگند مىخورند كه ما مشرك نبوديم: « (انعام:؟؟؟؟) شايد تكلم آنان در دوزخ باشد يا در موقعى كه كلام ممنوع نباشد.
ظاهراً گفتهى كفار جواب سؤالى است كه خداوند ازآنان فرموده طبعاً خداوند به جواب دادن آنان اذن داده است.
«يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا ...» (النبإ: ٣٨)؛ اگر در مورد روح از نظر فلسفى اطلاعى بخواهيد در آخر سوره نبأ به تفسير الميزان و يا به ترجمه فارسى آن مراجعه كنيد.[١] به راستى تحقيق روح در قرآن نياز تاليف جداگانهاى از جانب جمعى از قرآن شناسان دارد كه ازحكم روشن عقل و از احاديث معتبرة السند، هم استفاده ببرند. و التوفيق من الله.
تفسير سوره نازعات[٢]
«فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً» (النازعات: ٥)؛ محتملات و احتمالات گوناگون در مورد معانى پنج نامى كه به آنها سوگند ياد شده از طرف مفسرين داده شده كه شرح آنها از هدف اين مختصر بيرون است؛ ولى كملهى «فالمدبرات» جزء بر طوايف ملائكه كه به حول و قوت و هدايت خداوند در پارهاى از امور جهان به تدبير و انجام آنها موظف شدهاند، بر چيز ديگرى كه ذوق سليم آن را بپذيرد سراغ نداريم.
[١] - ترجمه الميزان ج ٢٠ ص ٢٨٠ تا ٢٨٣
[٢] - اين سوره مكى و داراى ٤٦ آيه مىباشد.