افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٦ - كشط آسمان و قرب بهشت
آتش گرفتن دريا ها
«وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ» (التكوير: ٦)؛ وقتى كه آب دريا ها بر افروخته و آتش بگيرد، اين صحنه خيلى وحشتناك است. اميد واريم كه اين حادثه هولناك وقتى صورت بگيرد كه ما، زمين خود را به سوى ميدان حساب (كرهى ساهره) ترك كرده باشيم. بعضى از دشمنان قرآن الحاد خود را در اين آيه به تكذيب مدلول آن كه جمع آب و آتش چگونه ممكن است؟ اظهار داشته؛ ولى اين الحاد او يا از جهل او يا از خبث نفس او است، مگر آب از دو عنصر تشكيل نشده مگر اكسيجن و هيدروجن، آتش زا، نيستند؟
كشط آسمان و قرب بهشت
«وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ، وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ، وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ» (التكوير: ١١- ١٣)؛ مكرراً گفتيم كه آيات قرآن، آسمان را امر وجودى مىداند، ما هر چند آسمان وجودى را تا كنون نفهميده ايم؛ ولى تعبداً به آن اقرار مىكنيم و ما هنوز نمى دانيم كه فضا- بعد از جو- موجود خارجى باشد لذا منتظر كشف علمى آينده هستيم.
كشط يا به معناى پوست كندن از يك چيز است؛ مانند كندن پوست حيوان و يابه معناى برداشتن پرده از روى چيزى مىآيد ومعناى اول- هر چند از فهم ما دور تر است- ولى با لفظ آيه مناسب تر است شعله ور شدن جهنم معلوم است (اعاذنا الله منه) ولى نزديك شدن بهشت بنابر مادى بودن قيامت اين است كه بهشت كرهيا كراتى است فعلًا موجود و ممكن است از منظومه شمسى ما، و يا حتى از كهكشان ما بيرون باشد؛ ولى اين كرات در حركت انتقالى و حركت تبعى خود از يك طرف و حركت انتقالى كره زمين ما، و نيز حركت تبعى آن به تبع كل كهكشان ما در فضا در نزديكى هاى قيامت به اراده خالق و مدبير كاينات طورى هماهنگ شده باشد كه در زمان قيامت كره زمين ما باكرات بهشت نزديك شوند اين احتمال علمى از دوره جوانى تا كنون در معنى كردن از لغت در ذهن من وجود داشته. والله العالم.