افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١ - دو بار ميراندن و دو بار زنده كردن
عمر در زمين و مراد از احياء، حيات روى زمين و حيات روز قيامت است.
ممكن است اين جمع، مستند به آيهى ٢٨ سورهى بقره باشد كه مىفرمايد: «كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (البقرة: ٢٨)؛ چگونه به خدا كافر مىشويد در حالى كه شما مردگان بودهايد پس زنده گردانيد شما را بعد مىميراند سپس زنده مىگرداند و بعد به سوى او رجوع مىكنيد.[١]
اين استدلال دو ايراد دارد، اولا كه اطلاق مردگان بر كسانى كه بر عدم ازلى خود باقى مانده، مجاز است و نمىشود مصداق موت حقيقى شمرده شوند كه ظاهر آيه معنونه است، و ثانيا اين آيه از اماته و ميراندن صحبت مىكند، نه از موت به معناى نيستى ازلى كه در آيه سوره بقره است.
٢- منظور از دو حيات، زنده شدن در قبر است و زنده شدن در قيامت و منظور از دو ميراندن مرگ در آخر عمر و مرگ در قبر بعد از سوال است.
٣- منظور از دو حيات و احيا، احياى برزخى و احياى درقيامت است، و از دو اماته و موت، مرگ در آخر عمر و مرگ در پايان برزخ (نفخ اول در صور) است.
ما بايد قبل از قضاوت در مورد اين بحث، اقسام اماته و احياء (ميراندن و زنده كردن) واقعى ر ابيان داريم تا بعد مراد كفار دوزخى را بدانيم.
[١] - ظاهراً مراد از رجوع الى الله پس از احيايى در قيامت- با اينكه نفس احياء هم رجوع الى الله است- رجوع به ميدان حساب و مجازات و مكافات است. و الله العالم.
و احتمالًا وجه رجوع به سوى خدا به اين عنايت باشد كه اسباب مادى اين جهان كه به آن مأنوس بوديم، همه از بين مىروند و كسى كارى كرده نمىتواند جزء آنچه كه خدا بخواهد، و گرنه موجودات امكانى در هر كجا، تحت امر تكوينى خدا و در محضر او هستند، و سلطنت مطلقهى او( ج) بر همه نفوذ دارد و اين تعبيرات به حسب فهم ما، زندانيان و محصورين زمان و مكان است، و نسبت به ساحهى اقدس او، نه رجوع است و نه معاد و نه تغيير.
|
لامكانى كه در او نور خدا است |
ماضى و مستقبل و حالش به كجا است |
|