افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٨ - از ياد بردن ياد خدا
از آيه ١٤ و ١٥ سوره مجادله، حرمت پذيرفتن ولايت كفار و يا محبت آنان به دست مىآيد، لكن از ذيل آيه ١٤ كه مىفرمايد: «ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ...» (المجادلة: ١٤)؛ منافقين نه مسلمان و از جملهى شما مىباشند و نه از جملهى يهوديان اند، از اين آيه چنين فهميده مىشود كه منافقين نه با يهوديها محبت داشتهاند و نه ولايت آنان را پذيرفتهاند تنها به دروغ و نيرنگ مىخواهند خود را از گزند دو طرف نگهدارند، پس مذمت منافقين بر نفاق و دروغگويى و احياناً جاسوسى آنان براى يهوديان است، نه به خاطر محبت و ولايت كفار.
هر چند آيهى ٢٢ اين سوره (مجادله)، محبت كفار را شديداً حرام مىكند و آيات ديگر قرآن ولايت و دوستى آنان را مؤكداً حرام مىداند.
در آيه ٢٢ چنين ارشاد شده است: «تو نمىيابى مردمى را كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند با كسانى كه با خدا و رسول او دشمنى مىدارند، محبت و مؤدت داشته باشند. هر چند اين دشمنان خدا پدران يا پسران يا برادران و يا قوم آنان (مؤمنين) باشند چه اين آيه بر فضيلت ترك محبت با پدران و فرزندان و خويشاوندان دلالت كند و يا حرمت آن؛ ولى ظاهراً اشكالى در عموم حرمت محبت دشمنان خدا وجود ندارد؛ بلكه مىشود كلمهى «عشيرتهم را»- كه حرمت محبت آنان قطعى مىباشد- قرينه بر حرمت محبت همه مذكورين در آيه گرفت.
از ياد بردن ياد خدا
«اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ ...» (المجادلة: ١٩)؛ شيطان بر منافقين مسلط شده و ياد خدا را از ياد شان برده است. شيطان توانايى إنساى آدمى را مباشرة ندارد؛ بلكه به وسيله وسوسه، منافق را مشغول كارهاى دنيا و منافقت مىكند كه اين مشغوليت فراموشى خدا را به