افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١ - نسبت علم و دين
حرف ديگر كه ممكن است درنتيجه به نفع قول مشهور تمام شود اين است كه ظاهراً در عربستان فعلى، پس از حضرت اسماعيل (ع) تا زمان حضرت خاتم النبيين (ص) پيامبرى نيامده است، و اگر آمده باشد يكى دو نفرى بوده[١] در ايران امروز و هند و پاكستان امروز و افغانستان امروز و كشورهاى غربى و در آفريقاى سياه به طور اطمينان بخش ثابت نشده پيامبرى آمده باشد و اگر بوده دو سه نفرى بوده.
خلاصه اينكه: عدد مرسلين خداوند براى ما مجهول است.
استنباط يك مطلب مهم
در مجموع فهميده مىشود در همهى قريهها و شهرها به طور مستمر انبياء و اوصياى آنان وجود و حضور نداشتهاند و طبعاً حجت الهى بر تودههاى انسانى در روى زمين تمام نشده است. از اين موضوع به خوبى به دست مىآيد كه علت اولى و غرض اصلى از خلقت بشر ايمان و عبادت نبوده؛ بلكه چيزى ديگرى بوده كه براى ما مجهول است و عبادت علت ثانوى بوده كه به شروطى معلق بوده و به ملاحظه اين شروط نبى و رسول مبعوث مىشده است. اين موضوع را هر چند كسى نگفته است؛ ولى فكر من در آخر عمرم به آن رسيده و به آن معتقدم.
نسبت علم و دين
«فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ» (غافر: ٨٣)؛ وقتى رسولان شان با دلايل آشكار نزد آنان آمدند، آنان به علمى كه داشتند خوشحال بودند (و به دين استهزاء كردند) و به سزاى استهزاى خود رسيدند.
علمى كه مردم در دورهى انبياى پيشين داشتهاند، احتمالًا در غالب، اصول خرافى بوده كه از گفتههاى آنان دربارهى بتپرستى و تأثير آنان در بر آوردن حاجات، خواستهها و
[١] - شعيب( ع) اگر عرب بوده باشد، در كشور اردن امروزى بوده است.