افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٤ - معناى دنيا
شان را به آنان مى دهيم) تقوى كه به نفس توانايى ترك محرمات و بجا آوردن واجبات را براى خدا پيدا مىتواند. بحث هدايت ثانوى سابق هم گذشت.
طلب آمرزش براى مؤمنين و مؤمنات
خوب است مكلف مؤمن براى خود و مردان و زنان مؤمن بالعموم استغفار كنند «وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ..» (محمد: ١٩)؛
عذاب بعد از مردن
«فَكَيْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ» محمد: ٢٧؛ چگونه است (حال ايشان) وقتى ملائكه روح شان را بگيرد در حاليكه به روها و پشتهاى آنان بزنند.
احتمالًا اين كتك كارى پس از گرفتن روح است كه به جسد برزخى آنان مى زنند و لذا براى زندهها اين عذاب محسوس نيست والله العالم.
معناى دنيا
غالباً فكر مىكنند كه دنيا اسم روزگار ما، در كرهى زمين است كه مقابل اخرت روزگار قيامت است؛ ولى دنيا اسم نيست و در هيچ آيهاى از قرآن مضافاليه، واقع نشده؛ بلكه صفت حيات است. دنيا صفت تفضيل مؤنث است؛ مانند كبرى، صغرى. الحياة الدنيا در قرآن به دو معنى آمده است.
زندگانى پستتر، مانند آيهى ١٣٦ اين سوره كه در مورد نظر ما است: «إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ ...» (محمد: ٣٦)، و ساير آيات، كلمهى دنيا گويا در اين فرض «ادنى» گرفته شده است،. با دقت در آيات، مراد مشخص مىشود. الحياة الدنيا به معناى زندگانى حاضر، گويا در مقابل زندگانى اخرت است هر چند در قرآن الحياة الاخرة نيامده؛ ولى و الدار الاخرة زياد