افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٧ - تفسير سوره انشقاق
تفسير سوره انشقاق
«إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ» (الإنشقاق: ١)؛ آيه مباركه؛ مانند سائر آيات از انشقاق و شكاف آسمان خبر مىدهد و بعضى از مفسرين روز[١] آن را به كرات آسمانى بدون دليل تأويل مىبرد كه كار غلطى است و مكرراً گفته ايم تأويل القرآن بدون دليل شرعى جايز نيست آنچه كه اين تأويل را باطل مىكند دو آيهى اول سوره انفطار است كه كلمه ى سماء (آسمان) را در برابر كرات و كواكب بيان مىكنند كه قرينه روشن بر تغاير آن دو است، و احتمال عطف تفسيرى بسيار بعيد است «إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ، وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ» (الإنفطار: ١- ٢)
إذا السماء انفطرت و اذا الكواكب انشرت»؛ مفسر مذكور بازهم آسمان را به كرات آسمانى تفسير كرده است كه تأويل است. او احتمالًا اين تأويل را به اين جهت موجه دانسته است كه به جز كرات و ستارهها و سيارهها، آسمان مفهوم ديگرى ندارد.
بلى درست است ما تا كنون معناى آسمان را نفهميده ايم؛ ولى نفهميدن ما بايد موجب توقف ما در تفسير شود، نه مجوز تأويل خصوصاً كه قرآن بعد از اخبار به انفطار آسمان و شكافتن او متعرض حكم ستارهها و كواكب هم شد و حكم آنها را مغاير حكم آسمان (انفطار و انشقاق) بيان داشته كه انتشار (پراكندگى) باشد و درجاى ديگر صفت «انكدار» را ذكر كرده و در مور آسمان باز هم وصف ديگر «كشط» به كار رفته و آسمان مطلق تنها به هفت آسمان تقسيم و تسويه شده است و كواكب و نجوم به حكم حس زياد است.
بلى مقابله آسمان با نجوم و ستارگان و اختلاف اين دو در اوصاف و تقسيم او به هفت تا علايم تغاير اين دو مىباشد.
[١] - تفسير نمونه ج ٢٦ سوره انفطار و انشقاق