افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٠ - تفسير سوره عبس
ظاهر اين آيه و چند آيهى ديگر مىگويد: وقتى قيامت را ببينند درنگ خود را در برزخ و دنيا و يا در برزخ تنها چند ساعت مىدانند يا ده روز و شب و يا يك ساعت؛ ولى آنانى كه روش نيكوترى (در بازرسى امور دارند) لبث مردم را يك روز قلمداد مىكنند.
از همه آيات اين نتيجه به دست مىآيد كه كفار هيچ حيات برزخى و عذاب برزخى ندارند و گرنه ممكن نبود هزاران سال عذاب را فراموش مىكردند نگارنده: در دو كتاب خود اين موضوع را بسيار مفصل بحث نموده است و نيازى به تكرار آن درا ين كتاب نمىبيند. ولله الحمد كما هو اهله عدد ما فى علمه.
تفسير سوره عبس[١]
«عَبَسَ وَ تَوَلَّى، أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى» (عبس: ١- ٢)؛
نقل كرده اند كه روزى جمعى از كفار قريش خدمت آن حضرت (ص) مشرف شدند و آن حضرت با آنان به اميد اصلاح و اسلام آوردن آنان مشغول صحبت بود كه مرد نابينايى به نام عبدالله ابن ام مكتوم داخل شد و به رسول خدا عرض كرد؛ قرآن برايم بخوان تا حفظ كنم (و چون نابينا بود) حساسيت مجلس را درك نمىكرد و مكرراً آن جناب را صدا ميزد. و از تكرار آن ناراحتى در سيماى آن حضرت پديدار شد و نمى خواست كفار فكر كنند كه پيروان او كور يا بردهاند از او روى بگردانيد[٢] و آيات فوق در سرزنش آن حضرت نازل شد.
روايتى آوردهاند كه آيه در مورد مردى از بنى اميه وارد شده كه نابيناى مذكور وارد شده
[١] - اين سوره مكى و داراى ٤٢ آيه مى باشد.
[٢] - اين كه چرا پيامبر اكرم به عبدالله نگفت كمى صبر كن كه من شغلى دارم شايد حياى شديد آن حضرت مانع آن شده باشد.