افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨١ - قمر، نور آسمانها
النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ، وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ، وَ زُخْرُفاً ...» (الزخرف: ٣٣- ٣٤)؛ اگر نه اينكه مردم أمت واحده، (كافر و مشرك مىشدند) براى خانههاى كافرين به رحمن، سقفهايى از نقره قرار مىداديم و نيز نردبانهاى كه بر آنها بالا مىرفتند و براى خانههاى شان دروازههايى (از نقره) و تخت هايى كه بر آن تكيه مىزدند و طلا و يا زيتنها (ى ديگر بر آنان مىداديم)؛ بلى كافر فقط همين دنيا را دارند؛ ولى متقيان (نعمتهاى بى پايان) آخرت را دارند. اين اصل اولى است كه به خاطر ارتداد مؤمنين ضعيف الايمان چنين نشد.
به هر حال اين آيه با تأثير ايمان و تقوى و طاعت در زيادتى فى الجمله بركت دنيوى منافاتين ندارد. والله الاعلم بكتابه و آياته.
به هرحال، قوم نوح (ع) بدترين شقاوت و روسياهى را از خود، به يادگار گذاشتهاند و نهصد پنجاه سال عمر او با آن قوم قبل از طوفان، او را بزرگترين، صابر و بردبار و مقوم جهان بشريت قرار داده است. سلام الله من الان على روحه القوية القويمة الى الابد.
قمر، نور آسمانها
«أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً، وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً» (نوح: ١٥- ١٦)؛ راغب در مفردات مىگويد:
١- طباق كه يكى از مصادر با مفاعله است به دو معنى مىآيد: الف) قرار گرفتن چيزى بالاى چيز ديگر؛ ب) و به معناى مطابقت دو چيز با همديگر، اينكه كدام وجه در آيه فوق مراد است، خدا مىداند.
٢- ماه را در بين آسمانها نور قرار داده است.